 محبوبه وفائيان ـ كارشناس پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي _ در اين نوع طلاق معمولاً، زن و مرد با اينكه در يك خانه و زير يك سقف زندگي ميكنند و با هم غذا ميخورند، به مسافرت ميروند و كار ميكنند به دليل مشكلات عاطفي و احساسي و بياعتمادي به يكديگر مانند دو انسان بيگانه و بيتفاوت سرگرم امور فردي زندگي خود در جمع خانواده هستند.
البته ريشه اين معضل عوامل گوناگوني از جمله مشكلات اقتصادي، ازدواجهاي تحميلي، محدوديتهاي اجتماعي، فرهنگي، انواع چشم و همچشميها، خشونت و عصبانيت، تجملگرايي، خودبزرگبيني، تحقير ديگران، ترس از حرفهاي اطرافيان، پنهانكاري و مسائل مشابه است.در اين ميان ايجاد ناراحتي، افسردگي، تربيت غلط فرزندان و برخي آسيبهاي اجتماعي، ناشي از روابط سرد بين والدين ميباشد.
معمولاً علت ايجاد هرگونه پديده رواني در بين زوجين عدم آشنايي با روحيات و به وجود آمدن مسائل و حل نشدن اين مشكلات تا مدتها در بين آنان است كه باعث دور شدن آنها از نظر عاطفي و روحي و به عبارتي طلاق عاطفي ميشود. در خانوادههايي كه اعضاي خانواده معاشرت خوبي با هم ندارند و زندگي را با روابط سرد، توهين به هم يا خانواده يكديگر سپري ميكنند بتدريج زن و شوهر به دنبال تأمين نيازهاي خود در بيرون از خانه ميروند و باعث رشد ارتباطات غيراخلاقي در جامعه نيز ميشوند.
همچنين حاكم شدن اين شرايط ميتواند زمينه ساز افزايش گرايش به مواد مخدر بويژه در بين مردان و فرزندان باشد چرا كه آنها به نحوي به دنبال فرار از موقعيت نامطلوب به وجود آمده و آرام كردن خود هستند و بتدريج در دام اعتياد گرفتار ميشوند.فرار فرزندان بويژه نوجوانان از خانه هم يكي ديگر از تبعات اين معضل است.
بنابراين به زوجها توصيه ميشود با آگاهي و شناخت، فراگيري مهارتهاي زندگي و حل مسئله، توجه به بهداشت رواني، روابط جنسي و در كنار آن نگاهي به زندگي بزرگان و اسوههاي رأفت و مهرباني از بروز اين مسائل در كانون خانواده جلوگيري کنند .
|