 هموطن آنلاین _ غلامرضا تديني راد _ چند سالي بود که او در نزديکي خانه ما سکونت داشت و با همه سلام و عليک گرمي داشت. «همايون» جواني آرام و سر به زير به نظر مي رسيد و روزي که به خواستگاري ام آمد ادعا کرد اهل شهرستاني دوردست است. او با مظلوم نمايي گفت خانواده اي ندارد و از قوم و خويش خود نيز دل بريده است.
پدر و مادرم با دلسوزي او را پذيرفتند و به اعتبار شناخت ظاهري که از اين پسر جوان داشتند و بدون انجام هيچ گونه تحقيقاتي به خواستگاري اش جواب مثبت دادند.
زن جوان در گفت وگو با کارشناس مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي افزود: من هم با خوشحالي سر سفره عقد نشستم و به عقد همايون درآمدم. دوران نامزدي ما خيلي کوتاه بود و زندگي مشترک خود را آغاز کرديم. ولي گوشه گيري و سکوت معنادار شوهرم از همان روزهاي اول برايم سوال برانگيز بود. با خودم فکر مي کردم شايد به دليل تحمل سختي هاي زندگي و از درد تنهايي رنجور و افسرده شده است و بايد محبت بيشتري نسبت به او داشته باشم.
زن جوان ادامه داد: چند ماه از زندگي مشترک مان گذشت و من باردار شدم. اما درست زماني که در انتظار تولد فرزندمان بوديم ماموران انتظامي همايون را دستگير کردند. با شنيدن اين خبر دچار استرس شديدي شدم و بلافاصله خودم را به کلانتري رساندم. باورم نمي شد که شوهرم يک قاتل فراري باشد و به افسر پليس گفتم تا از زبان خود او نشنوم حرف هيچ کس را قبول نخواهم کرد.
زن جوان قطرات اشک را از روي گونه هايش پاک کرد و افزود: همايون در حالي که سرش را پايين انداخته بود اعترافات تکان دهنده اي داشت و تازه فهميدم شوهرم يک قاتل فراري است که چند سال قبل پس از تجاوز به يک زن او را به قتل رسانده و از شهر و ديار خود متواري شده است.
با روشن شدن اين واقعيت تلخ، همايون در اختيار کارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي قرار گرفته است و ثانيه به ثانيه به چوبه دار نزديک تر مي شود تا به سزاي عمل ننگين خود برسد.
ولي در اين شرايط من بدترين لحظات زندگي ام را تجربه مي کنم و در وضعيت روحي، رواني و جسمي بسيار بد و خطرناکي قرار گرفته ام.
نمي دانم چه طور خانواده ام راضي شدند بدون انجام تحقيقات درست و حسابي و تنها با اکتفا به يک سلام و احوالپرسي ظاهري به خواستگاري همايون جواب مثبت بدهند؟
براي آينده بچه اي که قرار است تا چند روز ديگر به دنيا بيايد نگران هستم اگرچه سرنوشت خودم نيز تباه شده است. |