سه شنبه 19 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی روی خط جوانی زير ذره بين

 
 

خراسان , جمعه 30 دي 1390

زير ذره بين

 
 

با اين درگيري ها و مشکلاتي که به وجود آمد روحيه انتقام جويي در وجودم نيرو گرفت و با شرمندگي بايد بگويم من هم با پسري جوان که در نزديکي خانه ما مغازه دارد ارتباط برقرار کردم و کارم به اينجا کشيده شد.

هموطن آنلاین _ غلامرضا تديني راد _ خل و چل شده بودم و اصلا نمي فهميدم چه کار مي کنم. مي ترسيدم مبادا شوهرم مرتکب خطايي شود که برادرم مرتکب آن شد و زندگي خود را از دست داد. شک و ترديد مثل موريانه به جانم افتاد و فکر و ذهنم را تخريب کرد. من آن قدر در مورد رفتارهاي همسرم تعصب و حساسيت نشان دادم که او خسته و دلزده شد و حتي حال و حوصله ديدنم را هم نداشت.
عروس جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۱۸ مشهد سفره دلش را باز کرد و گفت: من و برادرم دو قلو هستيم و او ۲ سال قبل با دختر عمويم ازدواج کرد.
متأسفانه برادرم که تعهدي نسبت به زندگي خود نداشت فريب زني حيله گر و فاسد را خورد و پس از گذشت مدتي به اتهام رابطه نامشروع دستگير شد. تازه آن موقع بود که ما متوجه شديم او توسط آن زن فاسد به مواد مخدر نيز اعتياد پيدا کرده است. همسر برادرم با وجود اين مشکل فرصت دوباره اي به پژمان داد و از خطاي شوهرش چشم پوشي کرد اما برادرم دست از کارهاي زشت خود برنداشت و اين مسئله باعث از هم پاشيدگي زندگي اش شد.
عروس جوان افزود: ۴ ماه پس از طلاق برادرم، من با پسر يکي از آشنايان ازدواج کردم اما چون خاطره خوبي از زندگي برادرم نداشتم تصميم گرفتم همسرم را در منگنه بگذارم و او را به طور دقيق کنترل کنم. متأسفانه رفتارهاي نادرست و حساسيت هاي بي جايي که به خرج دادم سبب شد تا نامزدم روز به روز دلسردتر بشود. با اين شرايط به توصيه بزرگ ترها من و امير زندگي مشترک خود را آغاز کرديم ولي از همان روز اول مشکلات و اختلافات جدي ما شروع شد.
من به طور ديوانه وارشوهرم را زير ذره بين گذاشته بودم و او هم که واقعا از کارهايم خسته شده بود براي اين که عذابم بدهد وانمود مي کرد با چند زن رابطه دارد و... .
با اين درگيري ها و مشکلاتي که به وجود آمد روحيه انتقام جويي در وجودم نيرو گرفت و با شرمندگي بايد بگويم من هم با پسري جوان که در نزديکي خانه ما مغازه دارد ارتباط برقرار کردم و کارم به اينجا کشيده شد.
نمي دانم چرا به عقلم نرسيد براي حل مشکلات زندگي ام به مرکز مشاوره مراجعه کنم و اي کاش به راه خطا نمي رفتم چون با اين آبرو ريزي که به بار آوردم و خطايي که برادرم مرتکب شد حالا همه اقوام و فاميل مي گويند خانواده ما فاسد و لاابالي است. بيچاره پدر و مادرم که يک عمر با آبرو داري زندگي کردند و... .

 
 

هوس بازي!
قصه تلخ!
قرباني طلاق!

 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار