 هموطن آنلاین_ غلامرضا تديني راد _ داخل اتوبوس نشسته بودم که مردي غريبه سلام کرد و گفت: ببخشيد امکان دارد با گوشي همراه خود به شماره ام زنگ بزنيد تا ببينم گوشي تلفنم درست شده است يا نه؟ من خواسته اش را قبول کردم و شماره تلفن مرد ناشناس را گرفتم. با به صدا در آمدن زنگ تلفن او لبخندي زد و تشکر کرد. ولي بلافاصله يک پيامک عجيب از تلفن همان مرد غريبه دريافت کردم.
او به من پيشنهاد داده بود که اگر همسر موقت مي خواهيد مي توانم برايتان شرايط آن را فراهم کنم و ...من با خواندن متن اين پيامک خنده ام گرفت و آن را جدي نگرفتم.
اما فرداي آن روز از سر شوخي و مسخره بازي پيامک را نشان همکارانم دادم و با تلفن مرد غريبه تماس گرفتيم و به خيال خودمان او را سر کار گذاشتيم.
مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۴۲ مشهد افزود: من غافل از آن بودم که اين تماس ها چه گرفتاري برايم خواهد داشت چرا که در تماس ها و پيامک بازي هاي بعدي، مرد غريبه با حرف هاي تحريک آميز مرا خام کرد و اسير هوس هاي شيطاني ام شدم.
اعتراف مي کنم که عقلم را باخته بودم چون با مرد غريبه قرار ملاقات گذاشتم و همراه او به خانه اي پا گذاشتم که يک لانه فساد بود. من به محض ورود به آن خانه لعنتي تصميم گرفتم برگردم ولي ماموران انتظامي سر رسيدند و به همراه ۲ مرد و ۳ زن دستگير شديم.
مرد جوان گفت: تازه کار مناسبي پيدا کرده بودم و هنوز چند ماه از مراسم عقدکنان من و دختردايي ام نمي گذرد اما حالا هيچ کس را نمي توانم توجيه کنم . |