ايرج جمشيدي: تحليل محتوايي اولين دور رقابتهاي انتخاباتي چهار كانديداي رياستجمهوري نشان ميدهد كه اقتصاد به ويژگي اصلي انتخابات رياستجمهوري دهم تبديل شده است؛ دوشنبه شب برنامه تبليغاتي محمود احمدينژاد از شبكه اول سيما پخش شد تا به اين ترتيب هركدام از كانديداهاي چهارگانه در يك نوبت نيم ساعته به تشريح برنامههاي خود براي اداره كشور بپردازند. ميرحسين موسوي اولين كانديدايي بود كه به قيد قرعه به شبكه اول سيما آمد و پس از 20سال در قامت يك كانديداي رياستجمهوري لب به سخن گشود. او همانگونه كه انتظار ميرفت، مستقيما به مباحث اقتصادي – مديريتي پرداخت و ضمن انتقاد از عملكرد اقتصادي دولت احمدينژاد، اعلام كرد كه در صورت پيروزي در انتخابات نظام برنامهريزي و كارشناسي را احيا خواهد كرد و دولت را در مسير قانونگرايي و تبعيت از اسناد توسعهاي كشور قرار خواهد داد.
ارزيابي موج اول انتخابات
اقتصاد پايه رقابت كانديداها
در واقع ميرحسين موسوي در برنامه تبليغاتي خود به ارائه يك الگوي جديد مديريتي براي كشور پرداخت كه ظاهرا كارشناساني چون بيژن زنگنه، طهماسب مظاهري، فرشاد مومني و محمدحسين عبده تبريزي در تدوين اين برنامه نقش اساسي را برعهده داشتهاند.
احياي برنامه در صدر شعارهاي ميرحسين
كارشناسان ياد شده در زمره منتقدان اصلي روشهاي مديريتي و سياستهاي اقتصادي احمدينژاد به شمار ميآيند. طهماسب مظاهري كه كمي بيشتر از يك سال رياست بانك مركزي را در دولت احمدينژاد برعهده داشته است، همان اقتصادداني است كه به باور بسياري ناجي موج افزايش نقدينگي كشور بود و او بود كه با رياست بر بانك مركزي و اتخاذ سياست مشهور به سه قفله كردن خزانه كشور، از انفجار نقدينگي در كشور ممانعت به عمل آورد. هرچند اتخاذ اين سياست باعث ناخشنودي رييسجمهور و برخي وزراي اقتصادي شد و ناچار طهماسب مظاهري كليد بانك مركزي را به بهمني سپرد تا يك سال كمتر از اين استعفا در تيم اقتصادي يكي از رقباي اصلي محمود احمدينژاد قرار بگيرد. اكنون شخصيتهاي اقتصادي چون مظاهري و زنگنه و مومني تدوينگر برنامه اقتصادي – مديريتي ميرحسين موسوي شدهاند و به نظر ميرسد كه ميرحسين موسوي در اولين برنامه تلويزيونياش از آرا و نظرات كارشناسان يادشده بيشترين تاثير را پذيرفته است. آنجا كه ميرحسين موسوي مستقيما به سياستهاي اقتصادي احمدينژاد تاخت و اين سياستها را موجب هدر دادن 300ميليارد دلار درآمد نفتي طي چهار سال دانست كه در نتيجه چنين سياستهايي در سال 88 دستكم با كسري بودجه 5/8ميليارد دلاري مواجه شدهايم. هم از اينرو بود كه ميرحسين موسوي نتيجه سياستهاي احمدينژاد را افزايش فقر در ايران دانست و تاكيد كرد با اجراي برنامههاي اقتصادي كه او طراحي كرده است، فقر به صورت نسبي از ايران رخت برخواهد بست. ميرحسين تاكيد كرد كه فقر سرنوشت كشور ثروتمند ايران نبوده و نخواهد بود و اگر فقري هست، نتيجه سياستهاي ناكارآمد اقتصادي دولت است.
نقد دوم بر عملكرد احمدينژاد
جلوگيري از سقوط كشور به پرتگاه شعار اصلي رضايي
اما هنوز تحليلهاي محافل سياسي، اقتصادي و كارشناسي كشور از نطق تلويزيوني ميرحسين موسوي تمام نشده بود كه نوبت به برنامه تبليغاتي يك كانديداي ديگر، اما از جنس اصولگرا رسيد. او محسن رضايي فرمانده سپاه در دوران جنگ و دبير فعلي مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. محسن رضايي هم كه در قامت اصولگراي منتقد دولت احمدينژاد ظاهر شده است، اقتصاد را در كانون فيلم تبليغاتي نيم ساعتهاش قرار داد و البته از اينكه اقتصاد هم به مركز برنامه تبليغاتي محسن رضايي تبديل شده است، چندان جاي تعجب نيست. چراكه محسن رضايي تنها كانديدايي است كه رياست ستاد انتخاباتياش را به يك اقتصاددان سپرده است. داوود دانشجعفري وزير سابق اقتصاد شخصيتي است كه در كنار محسن رضايي قرار گرفته و اكنون تدوينگر برنامههاي اين كانديداي رياستجمهوري به شمار ميرود. به اين ترتيب ميتوان گفت درحالحاضر دانش جعفري دومين عضو ارشد تيم اقتصادي احمدينژاد است كه به علت اختلاف با رييس دولت راه خروج از كابينه را در پيش گرفته و در ستاد رقباي احمدينژاد، عهدهدار مسووليت شده است. دانش جعفري هم كه حدود سه سال به عنوان وزير اقتصاد در دولت احمدينژاد عهدهدار مسووليت بود، اما در نهايت نتوانست با سياستهاي دولت در حوزه اقتصادي همراهي كند و ناچار از قطار دولت پياده شد تا او هم مانند مظاهري به تدوين برنامه اقتصادي براي يكي ديگر از رقباي احمدينژاد به نام محسن رضايي بپردازد. به همين دليل شباهتهاي گفتاري زيادي بين سخنان موسوي و رضايي ديده ميشد. به خصوص هر دو كانديداي يادشده در نقد دولت در حوزه اقتصادي بيمحابا وارد عمل شدند و البته در اين ميان محسن رضايي با بيان جمله مشهور «تداوم وضع موجود يعني بردن كشور به لبه پرتگاه» به ميدان آمده بيان اين جمله از محسن رضايي كافي بود تا او را در كانون رسانههاي خبري داخلي و خارجي قرار دهد. چراكه بيان چنين جملهاي از يك شخصيت اصولگرا كه زمان جنگ فرماندهي سپاه پاسداران را برعهده داشته است، تا حدودي تند به حساب ميآيد و برخي بر اساس چنين جملهاي به اين تحليل رسيدند كه محسن رضايي با هدف گردآوري اصولگرايان ناراضي قصد آن دارد تا از سرريز شدن آراي اين طيف به سوي ميرحسين موسوي جلوگيري كند. هر چيز ياران محسن رضايي به خصوص داوود دانش جعفري چنين تحليلي را خطا دانستند و گفتند كه محسن رضايي با هويت و شخصيت مستقل خود به ميدان آمده است و براي اداره كشور به ويژه در حوزه اقتصاد برنامه اختصاصي خود را دارد. هم از اينرو بود كه محسن رضايي هم در برنامه تلويزيوني خود پس از نقدهاي گزنده از عملكرد اقتصادي محمود احمدينژاد به سراغ برنامهاي رفت كه به گفته او ميتواند مانع از رسيدن اقتصاد به لبه پرتگاهي شود كه او پيشتر درباره آن هشدار داده بود. علاوه بر اين محسن رضايي نيم نگاهي هم به مسائل سياست خارجي – فرهنگ و اجتماع به ويژه در حوزه زنان داشت و حقوق بگير كردن زنان خانهدار و حل مساله سربازي را به عنوان دو وعده انتخاباتي هم به برنامههاي خود افزود.
كروبي؛ آتشباري سوم
كروبي طرح تقسيم پول نفت را باز توليد كرد
اما مهدي كروبي سومين كانديدايي بود كه قيد قرعه در برنامه نيم ساعته شبكه اول سيما مقابل ايرانيان قرار گرفت تا به گفته ياران اصلي انتخاباتياش با صراحت لهجه بيشتري به انتقاد از عملكرد دولت احمدينژاد و ارائه برنامه خود براي اداره كشور بپردازد. مهدي كروبي اولين شخيصتي بود كه براي كانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم كانديد شد و البته او خود را بزرگترين مدعي انتخابات رياستجمهوري نهم ميداند.
مهدي كروبي هم با گفتن يك جمله نغز نام خود را براي هميشه در تاريخ سياسي ايران ثبت كرده است. او در وصف انتخابات رياستجمهوري سال 84 ميگويد كه چند ساعت خوابيدم و صبح كه از خواب بيدار شدم، مانند خواب اصحاب كهف همه چيز از اين رو به آن رو شده بود. شيخ مهدي كروبي فرزند شيخ احمد كروبي از ديار لرستان هميشه به خاطر صراحت لهجههاي اين چنيني مورد توجه قرار گرفته است و به گفته برخي از اطرافيانش مانند عباس عبدي همين صراحت لهجه او را به مردي با مرام و رك تبديل كرده است. اما او اكنون اين صراحت لهجه و بامرامياش را وارد انتخابات رياستجمهوري كرده است تا صريحتر، علنيتر و تندتر به انتقاد از دولت نهم و در صدر آن محمود احمدينژاد بپردازد.
به اين ترتيب اگر كساني چون ميرحسين موسوي و محسن رضايي علت حضور خود را در رقابتهاي رياستجمهوري عملكرد ناصواب محمود احمدينژاد و در چهار سال گذشته تشخيص دادهاند، اما مهدي كروبي علاوه بر اين دليل يك دليل ديگر هم دارد و آن هم چيزي نيست جز اين كه كروبي معتقد است كه در انتخابات رياستجمهوري گذشته او به همراه هاشمي به دور دوم راه يافت، اما به خاطر همان چند ساعت خواب مشهور بخت خود را از دست داد و در عين حال سرنوشت كشور عوض شد. مهدي كروبي ميگويد آمده است تا ريل اين قطار را كه چهار سال پيش تغيير جهت داده شد، به مسير اصلي خود بازگرداند.
كروبي براي رسيدن به اين هدف به نخبگان و اصحاب اصلاحطلب بانگ ياري طلبيدن سرداد و توانست برخي شخصيتهاي مهم اصلاحطلب چون غلامحسين كرباسچي، عباس عبدي، محمد علي نجفي و عطاء ا... مهاجراني را گرد خود جمع كند و به اين شخصيتها ماموريت داد تا برنامهاي جامع را براي اداره كشور تدوين كنند. البته اگر چه مهدي كروبي در حوزه سياست، اجتماع، فرهنگي و دانشگاه برنامههاي خاص خود را ارائه داده است، اما به نظر ميرسد كه بين برنامههاي اقتصادي او و محمود احمدينژاد تشابه زيادي وجود دارد و اين تشابه تا به آنجا بوده كه هر دو كانديدا يكديگر را به كپيبرداري از برنامههاي اقتصاديشان متهم كردند. مهدي كروبي به خصوص در حوزه درآمدهاي نفتي طرحي را ارائه داده است كه بر مبناي آن پول نفت ميان ايرانيان تقسيم خواهد شد. مهدي كروبي چهار سال پيش هم طرحي مشابه ارائه داد و قول داد در صورت رسيدن به رياستجمهوري به هر ايراني بالاي 18 سال مبلغ پنجاههزار تومان اهدا خواهد كرد. اقبال نسبي رايدهندگان به اين وعده انتخاباتي باعث شد تا مهديكروبي در دوره جديد هم به بازسازي و بازتوليد اين طرح بپردازد، هرچند در اين راه با رقيبي قدرتمند به نام محمود احمدينژاد مواجه شده است. چرا كه درحالحاضر دو كانديداي ياد شده برنامه تقسيم پول نفت را در دستور كار قرار دادهاند كه اين ميتواند به رقابتي جالب و جذاب تبديل شود، هرچند در اين ميان كروبي انتقادات تند و تيزي را به عملكرد احمدينژاد در تمام حوزهها از جمله اقتصاد وارد كرده و معتقد است؛ احمدينژاد طي چهار سال گذشته يكي از فرصتهاي استثنايي توسعه ايران را هدر داده است.
احمدينژاد در موضع دفاع
دفاع از وضع موجود در صدر برنامههاي احمدينژاد
اما در اين ميان محمود احمدينژاد از وضعيتي متفاوت با سه كانديداي ديگر مواجه است، زيرا او ميراثدار تحولات چهار سال گذشته است و به همين دليل كار سختي را پيشرو دارد. احمدينژاد از يكسو با رقباي قدرتمندي چون ميرحسين موسوي روبهرو است كه مستقيما او را به چالش كشيده است و از سوي ديگر ميبايستي پاسخگوي سوالاتي مهم درباره اتفاقات چهار سال گذشته باشد. به خصوص اكنون در افكار عمومي عطش شنيدن ميزان درآمدهاي نفتي طي چهار سال گذشته و چگونگي هزينهكردن آن رو به فزوني است و رقباي انتخاباتي احمدينژاد با دميدن به اين موضوع برعطش افكار عمومي ميافزايند و همين مساله هم كار را براي احمدينژاد سخت كرده است.
به همين دليل محمود احمدينژاد كه چهار سال پيش در چنين روزهايي در قامت يك كانديداي مدعي نقد وضع موجود و تاختن به عملكرد روساي جمهور گذشته، خود را در بوته توجه افكار عمومي قرارداد، اما چهار سال پس از آن ماجرا جنگ انتخاباتي مغلوبه شده است و او اكنون در موضع دفاع از عملكردش قرار گرفته است. به ويژه اينكه احمدينژاد چهار سال پيش از مافياي نفتي سخن به ميان آورد و قول داد در صورت پيروزي در انتخابات رياستجمهوري دستان مافيا را از نفت ايران كوتاه خواهد كرد. شايد تقدير اين بود احمدينژاد كه با شعار مبارزه با مافياي نفتي و وعده آوردن پول نفت سر سفرهها، پيروز انتخابات شد، بخت با او همراه شد و لقب نفتيترين دولت ايران طي صد سال گذشته را به خود اختصاص داد؛ چرا كه به گفته رقبايش او طي چهار سال حدود 300ميليارد دلار درآمد نفتي كسب كرده است و اكنون ميبايستي حساب اين 300ميليارد دلار را پس بدهد و درباره سرنوشت آن توضيح بدهد. هم از اين رو بود كه احمدينژاد در ميان كانديداهاي موجود بيشتر از آنكه تهاجمي عمل كند، از موضع دفاع برآمد و بيشتر از آنكه نقد ديگران گويد، به داشته خود تاكيد كرد و از آماده بودن كشور براي جهش بزرگ خبر داد كه البته از ديدگاه احمدينژاد اين جهش بزرگ تنها در صورتي رخ خواهد داد كه دولت او چهار سال ديگر بر سركار باقي ماند.
دورنماي انتخابات
به رغم پايان دور اول رقابتها، اين سوال باقي است كه دورنماي انتخابات رياست جمهوري دهم چيست و كدام كانديدا از بخت بيشتري برخوردار است؟ اگرچه هنوز نميتوان به طور قاطع از پيش افتادن يكي از رقبا به ديگران سخن به ميان آورد، اما با اين وجود به نظر ميرسد كه رقابت سخت و نفسگيري بين ميرحسين موسوي و احمدينژاد شكل گرفته است و در همان حال هم مهدي كروبي و سپس محسن رضايي هم سعي ميكنند خود را به عنوان مدعيان بزرگ و رقباي مهم در عرصه انتخابات باقي نگه دارند. به خصوص اينكه اعتماد و اتكاي چنداني به نظرسنجيها نيست و تجارب گذشته نشان داده كه امكان خلق يك نتيجه دور از انتظار هميشه وجود داشته است. دستكم در انتخابات رياستجمهوري سال 76 و انتخابات سال 84 نتايج دور از انتظار و تا حدي ناباورانه به دست آمد و البته مواردي هم وجود دارد كه نتايج انتخابات رياستجمهوري مطابق پيشبينيها بوده است. انتخابات رياستجمهوري سالهاي 68، 72 و 80 نمونههايي از اين دست به شمار ميآيند، اما اكنون بايد منتظر ماند و ديد كه انتخابات 88 از كدام الگو تبعيت خواهد كرد؟
|