روزگار 20 تير 1389
همشهری , يكشنبه 20 تير 1389 - ساعت 15:38

باستان‌شناسان با يافتن محل مدفون شدن سپاه گمشده ايران بر اين باورند كه خواهند توانست به تجهيزات و پيشرفت صنايع نظامي ايران باستان عميقا دست يابند.

 

سپاه 40 هزار نفري ناپديد شده ايران در غرب صحراي مصر! در تابستان سال 525 پيش از ميلاد و طبق محاسبات تقويم‌نويسان بر پايه نوشته‌هاي هرودوت و ساير مورخان باستان‌نگار، جولاي (تيرماه) اين سال (2 هزارو 535 سال پيش در اين ماه)، يك سپاه 40هزار نفري ايران كه از سوي كامبيز دوم (كامبوزيا = كمبوجيا = كمبوجيه، پسر و جانشين كورش هخامنشي) مامور شناخت و تصرف مناطق جنوبي ليبي و ضميمه ساختن آنها به متصرفات ايران در مصر شده بود در غرب صحراي مصر و در منطقه واحه سيوا گرفتار توفان شن شد و زير شن مدفون گرديد كه فصلي از تاريخ قرون قديم تحت عنوان «سپاه گمشده پارسيان» را تشكيل مي‌دهد. در سال‌هاي اخير باستان‌شناسان موفق به يافتن آثاري از اين سپاه شده‌اند و تلاش در اين زمينه ادامه دارد. باستان‌شناسان با يافتن محل مدفون شدن سپاه گمشده ايران و به دست آوردن سپر، نيزه، شمشير، خنجر، كمان، زره، كلاهخود، نيم تنه چرمي و كورسلت (زيرپوش نظامي‌) و... . بر اين باورند كه خواهند توانست به تجهيزات و پيشرفت صنايع نظامي ايران باستان عميقا دست يابند.
نظر جهاني ناشران: روزنامه «كم‌تيراژ» نشريه‌اي خصوصي است، نه عمومي
انجمن بين‌المللي ناشران در نشست جولاي 1993، ضمن رسيدگي به ده‌ها موضوع و مسئله، به انتقاد از «ادامه انتشار برخي روزنامه‌هاي عمومي (غيرحزبي و غيرتخصّصي) با فروش (تيراژ) بسيار كم و تحمل زيان كه كاري منطقي به‌نظر نمي‌رسد» رسيدگي كرد و نظر داد: يك روزنامه عمومي (جامع) مؤسسه‌اي است اقتصادي و محل كسب و كار، نه پلكان سياسي براي صاحبش و وسيله گرفتن اعانه از دولت و يا اصحاب منافع؛ لذا روزنامه‌هاي عمومي كه در كشورهاي بالاي 5ميليون جمعيت، با فروشي كمتر از حدود 5هزار نسخه به انتشار ادامه مي‌دهند نبايد «روزنامه عمومي» به‌شمار آورده شوند. اين نشريات اگر روزانه (يوميه) باشند بايد روزنامه خصوصي شناخته شوند كه ناشر اخبار و مطالب مورد علاقه صاحب آنها و بازتاب‌دهنده فكر و نظر ايشان هستند. پايين آمدن شمار فروش از 5هزار نسخه در روز بايد براي 3ماه پياپي ادامه داشته باشد تا يك روزنامه عنوان «عمومي بودن» را از دست بدهد، نه در يك و 10 و 20روز.
اختلاف فرماندار تخارستان با‌دولت اشكاني و پناهنده شدن او به چين
اختلاف نظر ميان حكمران تخارستان (منطقه‌اي در شمال شرقي افغانستان امروز) و دربار اشكانيان از جولاي 127 پيش از ميلاد آغاز شد. شاه وقت از دودمان اشكاني سركوبي فرماندار ياغي با فرستادن سرباز را بر مذاكره با او ترجيح داد. فرماندار تخارستان به‌دليل خودداري افرادش از جنگ با نيروهاي دولت، به چين (چين شمال غربي؛ منطقه‌اي كه شهر اورومچي حاكم نشين آن است) گريخت و به دولت آن كشور پناهنده شد و دولت اشكاني ايران استرداد او را درخواست نكرد تا قضيه بزرگ نشود و ميان دو دولت دوست (ايران و چين)، يك مسئله پيچيده به‌وجود نيايد.
مرز شمال غربي چين پس از تغييراتي كه در دوران سيل مهاجرت اقوام آلتائيك و سپس حكومت مغول‌ها كرد اينك همان شده است كه در عهد اشكانيان و ساسانيان بود. ايرانيان مردم آن كشور را به نام دودمان كين = شين = چين، چينيان مي‌خوانده‌اند كه هر دو اسم باقي مانده است. غرب، واژه چين را از ايرانيان فراگرفته و رايج ساخته است. چينيان كشور خود را «چونگ كواو» مي‌خوانند.
يادآوري خونين‌ترين نبرد برادرها در سالروز پايان آن به‌صورت يك هشدار
11 جولاي 2009 به مناسبت گذشت 146 سال از برادركشي بسيار خونين و پرتلفات «گتيسبورگ»، برخي از رسانه‌هاي محلي آمريكا تصاويري از آن نبرد را كه درجريان جنگ داخلي آمريكا روي داده بود منتشر كرده بودند تا يادآوري آن، در عين حال يك هشدار باشد. عامل نژادي در جنگ داخلي نيمه اول دهه1860 آمريكا دخيل بود و پيدايش گروه‌سازي‌ نوين آمريكا به نام «تي پارتي» و تظاهرات و خودنمايي آن عمدتا در ايالات جنوبي اين كشور به باور برخي از اصحاب نظر، بوي نژادي و محافظه‌كارانه مي‌دهد زيرا كه براي نخستين بار در تاريخ آمريكاي شمالي يك سياهپوست رئيس كشور شده است. در نبرد سه روزه گتيسبورگ در جولاي كه در جنوب ايالت پنسيلوانيا روي داده بود و در جريان آن «خبرنگاري عكس = فتوژورناليسم» متولد شد 50 هزارتن كشته شدند كه ميدان نبرد به همان صورت جهت ديدار مردم نگهداري مي‌شود تا درس عبرت باشد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news152639.html