«ناهارخوران» و ناله هاي پنهان
خراسان , چهارشنبه 20 مرداد 1389 - ساعت 17:46

اين جا «ناهارخوران» است با طبيعتي زيبا و آب و هوايي متفاوت در مرکز استان گلستان. فضايي مطلوب با چشم اندازي دلنشين و نشانه اي از نشانه هاي قدرت لايزال الهي. کوه هاي پوشيده از درختان جنگلي که مخملي سبز به تن کرده و محکم و استوار ايستاده اند.

 

مجتبي نوريان _ اين جا مقصد هر مسافر، رهگذر و حتي شهروند گرگاني و گلستاني است تا ساعتي در فضاي بي مثالش بياسايد و خستگي را از تن رفع کند. فضايي چشم نواز که آرامش دهنده روح و روان است و هر زباني را به ستايش خالق وا مي دارد.اما اين زيبايي ها و طبيعت بي نظيرش، گاه زير تاخت و تازها و بي مهري هاي گردشگران کمر خم مي کند و اگر آن را قدرت تکلم بود، لب به شکوه مي گشود و از درددل ها مي گفت. از نامهرباني هايي که عده اي در حق او و حقوق ديگران روا مي دارند و گويي سر جنگ دارند. زخم هايي که بر تن درختان و طبيعت اش بر جا مي گذارند، بر هم زدن شرايط زيستي و حياتش، قطع شاخ و برگش، برپا کردن آتش در زير شاخسارش، آلودگي اطرافش و ... همه و همه بغض هاي جنگل «ناهارخوران» است که در گلو خاموش مانده است.
درختان «ناهارخوران» آرزو مي کنند کاش گردشگران، دانش آموز بودند تا دوباره «فايده درخت»، موضوع انشايشان مي شد و به ياد مي آوردند در کودکي چه مي نوشتند و امروز چه مي کنند! اما چه سود که نه بزرگان امروز، دانش آموز هستند و نه خاطرات دوران تحصيل و کودکي در ياد و خاطرشان!
امروز جنگل «ناهارخوران» با مردم و گردشگران حرف ها دارد ولي گويي بسياري از گوش ها را ياراي شنيدن نيست و چشمان نيز بر اين همه بي مهري و ناملايمات بسته است. چشماني که اگر درست ببينند نيازي به شنيدن ندارند و به تنهايي خواهند توانست قصه پر غصه اين طبيعت زيبا و کم نظير را بشنوند و تصويرسازي کنند.اما اين فقط گوشه اي از جفا به «ناهارخوران» است و ناملايمات در سراسر سراشيبي اين منطقه ادامه دارد. ناملايمات و بي توجهي هايي که گاه ناخواسته از هر فرد، گردشگري و حتي مسئول و متولي سر مي زند.
مسير روستاي «زيارت» به سمت ميدان ناهارخوران، کم ترددتر از مسير ناهارخوران نيست. مسيري آشنا براي شهروندان گرگاني که لذت رانندگي در پيچ و خم هاي آن را بر سکون، ترجيح مي دهند. روزي تا شروع ماه مبارک رمضان باقي نمانده است و در اين روزها «ناهارخوران» شاهد و پذيراي اوج گردشگران و مسافراني است که به آن پناه آورده اند. ميدان ناهارخوران، مملو از افرادي است که براي ماندن، رفتن يا انتخاب مسير، گرد آن مي چرخند.
جواناني با پلاکاردهايي در دست، مسافران را براي اسکان در سوئيت ها هدايت مي کنند و هر يک با ذکر امکانات اقامتگاه هاي خود، سعي در جذب مسافر دارند.
شلوغي ميدان آزاردهنده است و کافي است در اين هنگام ماشين عروس و دامادي نيز قصد عبور کند و صد البته کارواني هم آن ها را با صداهاي ممتد بوق و سر و صدا همراهي کند!برگشت به سمت پايين به خاطر شيب موجود آسان است و اين سهولت گردش را زماني بيشتر متوجه مي شوي که افراد با صورت هاي عرق کرده و چهره هاي خسته، مسير سربالايي را به سمت بالا طي مي کنند. پس از ميدان، بيشترين شلوغي در اطراف شهربازي است که البته نشاط و سرور را مي توان از سر و صداي افرادي شنيد که بر چرخ فلک، کشتي، تاب و ديگر وسايل بازي سوار هستند و لحظات شادي را براي خود رقم مي زنند.صداي ناله اي از حرکت کشتي صبا در هر رفت به گوش مي رسد که شايد براي متوليان عادي شده باشد. تجاوز چرخ فلک به حريم پياده رو و در بالاسر رهگذران نيز جلب توجه مي کند. از اين قسمت به بعد، پياده روي در مسير مشکل مي شود چرا که يا با بساط خانواده هايي مواجه مي شوي که قسمت زيادي از عرض پياده رو را مفروش کرده اند و بي توجه به اطرافيان به استراحت مشغول هستند و يا به افرادي بر مي خوري که در مسير مخالف حرکت مي کنند و به ناچار مرتب مجبور به توقف يا تغيير مسير هستي. عده اي آن قدر به حقوق ديگران بي توجه هستند که فقط باريکه اي از پياده رو را براي عبور و مرور باز گذاشته اند و بقيه را به تسخير خود در آورده اند.اين بي توجهي، زماني شدت مي گيرد که با چادرهاي مسافرتي بزرگي مواجه مي شوي که نه تنها مسير را مسدود کرده اند، بلکه جلوي ديد و استفاده از مناظر را از تو مي گيرند و داغ لذت از قدم زدن در «ناهارخوران» را بر دلت مي گذارند. بر افروختن آتش در کناره هاي خيابان و يا مجاورت فضاي سبز و درختان، چشم انداز نازيباي ديگري است که دلت را به درد مي آورد و دود ناشي از آن چشمانت را مي آزارد. بوي انواع غذا و بدتر از همه قليان هايي که گويي اسبابي براي تفريح بسياري تبديل شده است سخت مشامت را آزرده مي سازد. قليان هايي که گاه زنان، دختران و حتي نوجوانان را شيفته خود کرده است، آن هم در حضور والدين و خانواده ها!مسير، شيب است و بسان آبي که در سراشيبي جريان مي يابد به سمت پايين کشانده مي شوي. جايي براي پارک خودروها نيست و عده اي از مسافران با خواهش و تمنا از اطرافيان، جايي براي پارک طلب مي کنند. بوي مشمئزکننده اي به مشام مي رسد. به اطراف مي نگري و زباله هايي را مي بيني که خانواده اي بي توجه به حقوق ديگران، آن ها را در لابه لاي شاخ و برگ بوته هاي خودروي کنار پياده رو رها کرده و رفته اند. پوست ميوه، باقي مانده غذا، پاکت هاي تنقلات و ... آثار بر جا مانده از مسافري است که گرچه خود رفته اما فرهنگش را بر جا گذاشته است. در اطراف پاسگاه انتظامي از اسکان مسافران خبري نيست اما جلوتر که مي روي با همان صحنه ها و تصاوير قبل مواجه مي شوي. فرش هايي که پهن، چادرهايي که بنا و آتش هايي که برافروخته شده است و باز همان دود غذا و قليان !به ياد دارم مهر سال گذشته را که اين پياده رو، فقط محلي بود براي پياده روي و ورزش ساکنان گرگان اما در اين روزها به کمتر ورزشکاري برخوردم که در مسير تردد کند. تابلويي در کنار بوته اي از گل هاي برافراشته، سمت وسوي دست شويي را نشان مي دهد و جمعيتي که در حال رفت يا برگشت است.
در اطرف آبخوري هاي تعبيه شده که البته تعدادشان زياد نيست، عده اي مشغول شست و شوي ظروف هستند و افرادي نيز در حال برداشت آب. شير آبي نيز خراب است و در حال هدررفت اين نعمت بزرگ الهي و مايه حيات!گرچه آن چه در بين مسافران مي بيني، شور و نشاط است و رضايتي نسبي از سفر به اين ديار شمالي و دور هم بودن اما اين شادي گاه با آزار و اذيتي همراه است براي رهگذران و ساکنان در منطقه. عده اي را مي بيني با ظاهري نه چندان مناسب! گويي آن ها فضاي عمومي را با حريم خصوصي منزل اشتباه گرفته اند که چنين با زيرشلواري، شلوارک، زيرپيراهني و لباس هاي کوتاه در ميان جمع نشسته و يا با تکيه بر متکايي لم داده اند و در اين ميان، خانواده هايي که از بين آن ها مي گذرند و با تماشاي چنين صحنه هايي اخم بر چهره شان نمايان مي شود!مسير همچنان با شيب نسبتا تند به سمت پايين ادامه دارد و البته هر چه پايين تر مي روي از اسکان مسافران و گردشگران کاسته مي شود. حوالي يگان حفاظت و ايستگاه اطفاي حريق، روشنايي چنداني ندارد و کم کم به کوچه هاي خيابان عدالت نزديک مي شوي. نکته جالب توجه آن است که با وجود کوچه ها و خانه هايي شيک در منطقه، پياده رو تا حوالي خيابان عدالت ۱۰۹ بدون کف پوش است و کمتر رهگذري براي عبور از آن رغبت مي کند بنابراين در اين قسمت ها بيشتر عابران، در مسير خيابان طي طريق مي کنند که اين خود مي تواند خطرساز باشد و مشکل آفرين. ديگر از جنگل و درخت در اين محدوده خبري نيست و آن چه در طول مسير خيابان عدالت به چشم مي خورد، بناهاي مسکوني، اداري و تجاري است که با اشکال و جلو ه هاي رنگارنگ، سعي در رقابت چشم نوازي با جنگل «ناهارخوران» دارد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news154313.html