5 داستان مستقل
چهارشنبه 3 شهريور 1389 - ساعت 19:12

‌نون و ريحون‌، ساخته فرزاد موتمن تنها سريال كمدي ماه رمضان امسال است. اين كه چرا كوله‌بار كارهاي كمدي در تلويزيون اينقدر سبك شده، موضوع مهم و قابل تاملي است. چند ماه پيش مدير شبكه 3 سيما در يك نشست خبري در معرض اين پرسش خبرنگاران قرار گرفت.

 

‌نون و ريحون‌، ساخته فرزاد موتمن تنها سريال كمدي ماه رمضان امسال است. اين كه چرا كوله‌بار كارهاي كمدي در تلويزيون اينقدر سبك شده، موضوع مهم و قابل تاملي است. چند ماه پيش مدير شبكه 3 سيما در يك نشست خبري در معرض اين پرسش خبرنگاران قرار گرفت.
او در واكنش به اين نقد اعلام كرد كه درهاي سازمان صدا و سيما به روي تمامي كارگردان‌هاي كمدي‌ساز باز است و تلويزيون از تمامي طرح‌هاي طنزآميز داستاني استقبال مي‌كند؛ بنابراين بايد به سراغ سازندگان سريال‌هاي كمدي رفت و از آنها پرسيد چرا در دو سه سال اخير براي كمك به حوزه طنز تلويزيون گامي برنداشته‌اند.
سريال نون و ريحون در دقيقه 90 كليد خورد. يعني تا آخرين لحظات مشخص نبود كه شبكه 5 براي ماه رمضان امسال سريالي خواهد داشت يا نه. در نتيجه نون و ريحون از همه سريال‌ها ديرتر كارش را شروع كرد و ساختش با عجله و شتابزدگي همراه شد. اين شتابزدگي را در همه جنبه‌هاي سريال مي‌توان مشاهده كرد. فرزاد موتمن در يكي از مصاحبه‌هايش اشاره كرده كه براي فيلم‌هاي سينمايي‌اش روزي يك دقيقه مفيد فيلمبرداري مي‌كند، اما براي سريال اين رقم به 20 دقيقه مي‌رسد. او توضيح داده كه فيلمنامه روز به روز به دستش مي‌رسد و گاهي اوقات صحنه‌هايي را مي‌گرفته كه نمي‌دانسته قبل و بعدش چيست. (گفتگو با همشهري جوان)
خب با اين توضيحات مي‌توان فهميد كه اين سريال تحت چه شرايطي ساخته شده است. همچنين مي‌توان فهميد كه چرا نون و ريحون كمدي مطلوب از كار درنيامده است. همزمان با نون و ريحون سريال «خانه به دوش» (ساخته رضا عطاران) هم از شبكه 3 سيما در حال پخش است. با اين كه توليد سريال به چهار، پنج سال قبل برمي‌گردد، اما انگار از سريال فعلي شبكه 5 به مراتب باطراوت‌تر و به‌روزتر است.
اقبال خوب مردم از كارهاي طنز رضا عطاران و مهران مديري ثابت كرده كه بينندگان تلويزيوني در مواجهه با سريال‌هاي طنز، طالب قصه‌اي جذاب و پرافت و خيز هستند. نكته‌اي كه در سريال نون و ريحون مورد غفلت قرار گرفته است. فيلمنامه نون و ريحون يك روايت شخصيت محور دارد و در آن خبري از قصه‌پردازي و داستانگويي نيست. در اين سريال با 5 جوان مواجهيم كه هر كدام قصه‌هاي مربوط به خودشان را دارند. قصه‌هاي جداگانه‌اي كه انسجام و يكدستي سريال را به هم مي‌زنند و روايت را دچار پراكنده‌گويي مي‌كنند. اين خرده‌داستان‌ها بندرت به يكديگر پيوند مي‌خورند. بنابراين در هر قسمت ماجرايي را مي‌بينيم كه انگار در امتداد داستان قبلي قرار ندارد. آشكارترين نقطه پيوند اين خرده‌داستان‌ها زماني است كه 4 جوان تصميم مي‌گيرند كنار هم ديگر به ازدواج فكر نكنند. اين اتفاق مي‌تواند نقطه مبدايي براي شروع داستان باشد، اما اين ماجرا در قسمت نهم رخ مي‌دهد كه براي آغاز قصه‌گويي خيلي دير است.
در برخي قسمت‌ها كارگردان آنقدر سرگرم تعريف كردن ماجراي يكي از آدم‌ها مي‌شود كه آن افراد ديگر به كل فراموش مي‌شوند. به عنوان مثال به بخش‌هايي توجه كنيد كه اميرحسين رستمي و رضا داوودنژاد حضور كمرنگي دارند يا اين كه اصلا حضور ندارند.
گذشته از اين، تكراري بودن خرده‌داستان‌هاي اين 5 جوان مخاطب را خسته و دلزده مي‌كند. 5 جوان سريال نون و ريحون بجز روياي ازدواج هيچ مشكل و نگراني ديگري ندارند. تمام فكر و ذكر آنها از صبح تا شب اين است كه چگونه دل دختر مورد علاقه‌شان را به دست بياورند. تنها آدمي كه خيلي از اين قاعده پيروي نمي‌كند شخصيتي است كه نقشش را علي قربان‌زاده بازي مي‌كند. ويژگي متمايزكننده او نسبت به بقيه اين است كه با قضايا منطقي‌تر و حساب‌شده‌تر برخورد مي‌كند‌ وگرنه 4 نفر ديگر در يك نگاه دل مي‌بازند و واكنش‌هاي مشابه به هم نشان مي‌دهند.
نقطه‌قوت كمدي‌هاي موفق تلويزيون در سال‌هاي پيش خلق‌تيپ‌هاي جذاب و متنوعي بوده كه بخوبي در دل داستان جاي گرفته‌اند.
اين تيپ‌ها با بازي بازيگراني چون رضا عطاران، حميد لولايي، علي صادقي، مهران مديري، شقايق دهقان و... لحظات شاد و مفرحي را در لابه‌لاي سريال‌هاي كمدي ايجاد كرده‌اند، اما در چند سال اخير با كمدي‌هايي مواجه بوده‌ايم كه عمدتا نه شخصيت‌هاي جذاب و بامزه‌اي دارند و نه قصه درگيركننده‌اي كه بتواند مخاطب را پاي جعبه جادو بنشاند. بيشتر اتفاقات نون و ريحون در يك سفره‌خانه سنتي رخ مي‌دهد، اما ظاهرا اين لوكيشن هيچ كاركردي در قصه ندارد.
بيشتر وقت‌ها سفره‌خانه خالي از جمعيت است و نماهاي زيادي از غذا پختن و غذا خوردن آدم‌ها نمي‌بينيم. انگار فقط قرار بوده جايي مهيا شود كه چند جوان دور هم جمع شوند بدون آن كه از پتانسيل‌هاي آن فضا در قصه استفاده شود. با اين حساب، به جاي اين سفره‌خانه سنتي هر مكان ديگري را هم مي‌شد جايگزين كرد.
نون و ريحون بيشتر متكي بر شوخي‌هاي آيتمي‌اش است. يعني شوخي‌هايي كه برگرفته از خط اصلي داستان نيستند و در لحظه شكل مي‌گيرند. گوشه و كنايه‌هاي اجتماعي و سياسي سريال چنين وضعيتي دارند. اين مجموعه داستاني در هر قسمتش مي‌تواند در لحظاتي لبخند را بر لبان مخاطبش بنشاند.
ماجراي مردان فريب خورده‌اي كه در كلانتري صف كشيده‌اند و سميرا به همه آنها وعده ازدواج داده از آن ايده‌هاي خوبي بود كه بجا استفاده شد‌. فوتبال درماني و رابطه عاشقانه يكطرفه يكي از جوان‌ها با يك پليس زن هم از اين جمله‌اند.
مهم‌ترين ويژگي نون و ريحون اين است كه به دام لودگي نمي افتد. يعني شخصيت‌هايش سعي نمي‌كنند به زور و با شكلك درآوردن بيننده را بخندانند. اين سريال اگر خط داستاني سر راست و مشخصي داشت مي‌توانست مخاطبان بيشتري را جذب خودش كند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news155320.html