در شرايطي كه قصههاي قديمي دنياي ادبيات دوباره مورد توجه 2 صنعت سينما و تلويزيون قرار گرفته است، تهيهكنندگان سينما و تلويزيون قصد دارند روايتهاي تازه خود از قصه كلاسيك «دنكيشوت» را توليد كنند.
گفته ميشود موفقيت فراوان نسخه جديد سينمايي «شرلوك هلمز» كه تهيهكنندگان تلويزيوني را به فكر توليد سري جديدي از مجموعه «شرلوك هلمز» انداخته، باعث شده تا برنامهسازان تلويزيوني به سراغ بقيه كاراكترهاي سرشناس دنياي ادبيات بروند تا از رقباي سينمايي خود عقب نمانند.
به نظر ميرسد دنكيشوت در اين رابطه همان كاراكتري است كه رسانه تلويزيون به دنبال آن ميگردد. البته توجه اين رسانه در زماني دوباره متوجه اين شخصيت شده كه تري گيليام فيلمساز مستقل سينما، بيش از يك دهه است كه قصد دارد نسخه جديد سينمايي ماجراجوييهاي دنكيشوت را بسازد ولي به دليل مشكلات متعدد، هنوز موفق به انجام و اجراي آرزوي ديرينه خود نشده است.
سروانتس و دنكيشوت
مانوئل سروانتس، نويسنده كتاب كلاسيك دنكيشوت كه اهل اسپانيا بود، سال 1547 به دنيا آمد و در سال 1616 از دنيا رفت. او كه در عين حال شاعر و نمايشنامهنويس هم بود، در نوولها قواعد نمايشنامهنويسي را نيز رعايت ميكرد و بسياري از اوقات نوشتههايش رنگ و بويي شاعرانه پيدا ميكردند. بسياري از منتقدان ادبي كتاب دنكيشوت او را اولين كار ادبي وي معرفي كردهاند. اين اثر هماكنون لقب يك اثر كلاسيك غربي را از آن خود كرده و در صدر فهرست آثار ادبي تاريخ دنياي ادبيات قرار دارد كه كاراكترها و فضايي خيالي دارد. اين در حالي است كه ديگر نوشتهها و قصههاي او هم جايگاه ويژهاي در دنياي ادبيات دارند؛ اما در همه جا سروانتس با دنكيشوت شناخته شده و بجا آورده ميشود. تاثير او بر ادبيات كشور اسپانيا و بقيه كشورهاي اسپانيايي زبان غيرقابل انكار است. به همين دليل است كه به آثار ادبي اسپانيايي زبان بسياري وقتها لقب كارهايي داده ميشود كه زبان سروانتسي دارند.
دنكيشوت به روايت اورسن ولز
دنياي هنر از همان ابتداي پيدايش زبان تصوير، قصه دنكيشوت را منبع الهام خود قرار داد. به همين دليل است كه يكي از فيلمهاي اوليه تاريخ سينما در سال 1903 اختصاص به اين قصه دارد. اين محصول كشور فرانسه را لوسين نوگوئه و فرديناند زكا ساختهاند. از آن پس هر چند سال يك بار، صنعت سينما در كشورهاي مختلف به سراغ اين سوژه رفته است.
رسانه تلويزيون هم پس از آن كه در دهه 50 ميلادي پاگرفت، به آرامي به سراغ قصه سروانتس رفت. اولين بار در سال 1964 بود كه تلويزيون توجه ويژهاي به اين قصه نشان داد و يك مجموعه 9 اپيزودي 30 دقيقهاي توسط ايتاليا به نام «در سرزمين دنكيشوت» ساخته شد. اين مجموعه كه در اسپانيا فيلمبرداري شد نام اورسن ولز را به عنوان كارگردان بر خود دارد. او در اين مجموعه در نقش خودش هم ظاهر شد و آرنولدو فوآ راوي آن است. اين مجموعه به تعريف قصه ادبيات اسپانيا، سروانتس و تلاشهاي او براي نوشتن كتاب دنكيشوت ميپردازد. ولز در دهه 70 ميلادي هم نسخه سينمايي دنكيشوت را تهيه و كارگرداني كرد. اين فيلم سال 1992 كامل و تدوين مجدد شد و به نمايش عمومي درآمد.
تهيهكنندگان تلويزيوني در كشور يوگسلاوي (سابق) هم در سال 1971 قصه دنكيشوت را تبديل به يك مجموعه 120 دقيقهاي تلويزيوني كردند كه نمايش موفقيتآميزي در قاره اروپا داشت. استرالياييها هم در سال 1987 روايت خود را از قصه سروانتس ارائه دادند. اما معروفترين نسخه تلويزيوني دنكيشوت، اثري است كه سال 1991 توسط تلويزيون اسپانيا توليد شد. اين مجموعه در 15 اپيزود تهيه شد كه 310 دقيقه طول زمان آن بود.
فرناندو ري بازيگر مطرح سينما و تلويزيون اسپانيا در اين مجموعه نقش دنكيشوت را بازي كرد. آلفردو لاندا هم نقش دوست و يار هميشگي او سانچو پانزا را به عهده گرفت. اين مجموعه نيمه اول رمان سروانتس را به نمايش گذاشت. نيمه دوم آن 11 سال بعد به صورت يك فيلم سينمايي و با حضور بازيگران كاملا متفاوت ساخته شد. اين مجموعه نمايش بسيار موفقيتآميزي در بقيه كشورهاي جهان داشت و هنوز هم لقب معروفترين مجموعه تلويزيوني دنكيشوت را در سطح بينالمللي دارد. اين مجموعه هنگام پخش در آمريكا به صورت يك كار 240 دقيقهاي به روي آنتن رفت.
همه بازيگران دنكيشوت
فرناندو ري بجز اين مجموعه، در 3 كار ديگر هنري هم بازي كرد كه بر اساس قصه دنكيشوت ساخته شد. اين فيلمها و مجموعهها ـ كه او در آنها در نقشهايي غير از دنكيشوت ظاهر شد ـ در سالهاي 1947 (محصول اسپانيا به كارگرداني رافائل گيل)، 1965 (محصول مشترك اسپانيا، فرانسه و آلمان غربي به كارگرداني ژاك بوردون) و 1992 (به كارگرداني اورسن ولز)، مجموعه تلويزيوني سال 1965 ژاك بوردون در 13 ايپزود 26 دقيقهاي ساخته شد و نقش دنكيشوت را در آن جوزف مينراد بازي ميكرد. نسخهاي كه به كارگرداني ولز در سال 1992 پخش شد، فيلمي بود كه ولز قبل از مرگ خود در سال 1985 ساخته بود و پس از مرگ او تكميل و روانه پرده سينماها شد. فرانسيسكو ريگوئرا در اين فيلم نقش دنكيشوت را بازي ميكرد.
رويا يا واقعيت
پيتر ياتس، فيلمساز انگليسي كه اين روزها براي كارگرداني آخرين قسمت مجموعه فيلم «هري پاتر» (كه قرار است در 2 بخش مستقل در زمستان امسال و تابستان سال آينده اكران عمومي شود) به صورت يك چهره و نام مطرح درآمده است، در سال 2000 مجموعه دنكيشوت را كارگرداني كرد. اين مجموعه كه نامزد دريافت 4 جايزه امي (اسكار تلويزيوني) شد يك كار 120 دقيقهاي است كه جان ليتگو در آن نقش دنكيشوت را بازي كرد و باب هاسكينز هم دستيار او بود. دي وي دي اين مجموعه در سال 2007 در قاره اروپا پخش شد، ولي هنوز يك پخش ويدئويي در آمريكا نداشته است. با وجود تلاش سازندگان اين مجموعه، دنكيشوت آنها نتوانست موفقيت دنكيشوت تلويزيوني اسپانيا را تكرار كند. در سال 1984 هم تلويزيون آمريكا يك نسخه موزيكال از اين قصه را تهيه كرد.
ميگوئل و سروانتس دنكيشوت را به صورت كتابي دو قسمتي نوشت كه ماجراجوييهاي كمدي كاراكتر اصلي خود دنكيشوت را پوشش ميدهد. او كه به عنوان شواليه و همچنين مردي از لامانچا هم معروف شده، يك قهرمان دوستداشتني قصههاي سرگرمكننده و اكشن است. كارهايي كه او در اين قصه ميكند حال و هوايي كمدي دارد و به همين خاطر، از قصه سروانتس به عنوان يك هجو اجتماعي هم اسم برده ميشود. او كه آدمي خيالپرداز و روياباف است، همراه دستيار و ياور هميشگي خود سانچز يك سفر طولاني و ماجراجويانه را شروع ميكند و به جنگ با يك سري موجودات خيالي ـ كه فقط ساخته و پرداخته ذهن او هستند ـ ميرود. كاراكتر اصلي قصه سروانتس خيلي زود وارد فرهنگ زندگي مردم عادي كشورهاي مختلف جهان شد و در اصطلاح روزمره، نام دنكيشوت بر روي آدمهايي گذاشته شد كه روياپردازي ذهني آنها بسيار فراتر از واقعيتهاي زندگي عادي است.
دنكيشوت مقابل دوربين اسپانيا
دنكيشوت جديد تلويزيوني يك محصول مشترك اروپايي است كه به زبان انگليسي تهيه خواهد شد. اين مجموعه در 26 قسمت 30 دقيقهاي تهيه ميشود و سرمايهگذاران اصلي آن تهيهكنندگان اسپانيايي، انگليسي و فرانسوي هستند. برخلاف برخي از مجموعههاي تلويزيوني كه قسمتهاي مختلف آن توسط چند كارگردان مختلف و متفاوت ساخته ميشود، اين دنكيشوت توسط يك كارگردان واحد كارگرداني خواهد شد. بحث اصلي بر سر اين است كه كارگرداني مجموعه را فيلمسازي اسپانيايي در دست بگيرد يا يك فيلمساز انگليسي. بازيگران اصلي مجموعه به احتمال زياد از بين بازيگران مطرح سينما و تلويزيون اسپانيا انتخاب خواهند شد. تمام تهيهكنندگان مجموعه در اين مورد اتفاقنظر دارند كه نقش دنكيشوت را يك بازيگر اسپانيايي بايد بازي كند. نقشهاي مكمل اما مهم مجموعه را تعدادي از بازيگران مطرح قاره اروپا به عهده خواهند گرفت. سازندگان دنكيشوت تلاش دارند تا طوري برنامهريزي كنند كه در هر قسمت مجموعه يك كاراكتر مهمان داشته باشند كه نقش او را يك بازيگر مشهور بازي كند. به اين ترتيب، هر قسمت از مجموعه، يك بازيگر مطرح را به عنوان بازيگر مهمان در كنار خود خواهد داشت. كل صحنههاي مجموعه در لوكيشنهاي متنوع اسپانيا فيلمبرداري خواهد شد. هزينه توليد اين دنكيشوت تلويزيوني بين 10 تا 12 ميليون دلار برآورد شده و سازندگانش گفتهاند قصد دارند به حال و هوا و لحن روايتي قصه سروانتس وفادار بمانند.
اما اينطور به نظر ميرسد كه سازندگان نسخههاي سينمايي دنكيشوت، چندان خود را وفادار به قصه اين نويسنده اسپانيايي نميدانند. جان گيليام كه مدتهاست قصد ساخت «مردي كه دنكيشوت را كشت» را دارد، ميگويد ميخواهد روايت شخصي خود از قصه سروانتس را روي پرده سينما تعريف كند. او قبل از اين در مستند تحسين شده خود «گمشده در لامانچا» يك جورهايي به بحث درباره دنكيشوت پرداخت. هنوز معلوم نيست گيليام كليد فيلمبرداري فيلم دنكيشوتي خود را چه زماني ميزند. اما رسانههاي گروهي ميگويند پيدا شدن سر و كله يك رقيب ميتواند اين فيلمساز را وادار كند كه بالاخره ساخت پروژه قديمي و به عقبافتادهاش را شروع كند. اين رقيب كسي نيست جز جوئل سيلور، تهيهكننده قديمي و كمپاني برادران وارنر. سيلور قصد دارد با همكاري كمپاني برادران وارنر يك فيلم جديد دنكيشوتي را تهيه كند. فيلمنامه اين فيلم در حال نگارش است و سيلور گفته قصد دارد روايت تازهاي از قصه سروانتس را ارائه بدهد.
نسخهاي كه سيلور تهيه ميكند دنكيشوت را به عنوان مردي نيمهديوانه وارد يك دنياي فانتزي ميكند كه كاراكترهاي آن شبيه آدمهاي مجموعه فيلم اكشن «دزدان دريايي كارائيب» هستند. به اين ترتيب، اين فيلم كه قرار است تابستان سال 2012 اكران عمومي شود، كاري متفاوت از تمام دنكيشوتهاي قبلي سينمايي و تلويزيوني خواهد بود. حتي منتقدان سينمايي اين نظريه را هم مطرح ميكنند كه ممكن است اين فيلم در صورت موفقيت بالاي مالي و انتقادي تبديل به يك مجموعه فيلم سينمايي شود! اهل فن پيشبيني ميكنند نقش دنكيشوت در اين فيلم، به يك بازيگر مطرح و نهچندان سن و سالدار سينما داده شود! اين در حالي است كه گيليام براي محصول مستقل و روشنفكرانه خود، رابرت دووال بازيگر كلاسيك سينما را براي ايفاي نقش دنكيشوت انتخاب كرده است.
موفقيت دنكيشوت در روسيه
تا به امروز موفقترين دنكيشوت تاريخ سينما، محصول سال 1975 سينماي شوروي (سابق) است. اين فيلم را گيورگي كوزنيتسف كارگرداني كرد و نيكلاي چركاسف در نقش دنكيشوت يك بازي تحسينبرانگيز ارائه داد. اما موفقيت نسخه سينمايي جديد شرلوك هلمز ـ كه كاراكتر اصلياش را بيشتر يك اكشنكار نشان ميدهد تا مردي اهل تفكر ـ به معني آن است كه دنكيشوتهاي جديد تلويزيون و سينما، بيشتر يك قهرمان اكشن خواهند بود تا يك كاراكتر سنتي و كلاسيك. منتقدان هنري ميگويند توليد همزمان دو فيلم سينمايي و يك مجموعه تلويزيوني از قصه دنكيشوت، لطمهاي به موقعيت هيچ يك از آنها نخواهد زد و هر يك از آنها بينندگان خود را خواهد داشت. به گفته منتقدان تلويزيوني، توليد نسخههاي سينمايي قصه كلاسيك دنكيشوت به موفقيت بيشتر مجموعه تلويزيوني آن كمك خواهد كرد. آنها ميگويند تهيهكنندگان دنكيشوت تلويزيوني كه از رقابت خود با سازندگان نسخههاي سينمايي آگاهي دارند، يقينا آن را به گونهاي توليد خواهند كرد كه توانايي رقابت كامل با طرفهاي مقابل را داشته باشد. انتخاب يك بازيگر سرشناس به عنوان هنرمند مهمان در هر يك از قسمتهاي مجموعه، يكي از اقدامات مثبت تهيهكنندگان تلويزيوني دنكيشوت است. در عين حال، تهيهكنندگان اين مجموعه ميگويند شهرت اروپايي كاراكتر دنكيشوت، چيزي است كه آنها از آن به عنوان برگ برنده استفاده خواهند
كرد.
تمام اين بحثها در شرايطي است كه نسخههاي جديد تلويزيوني و سينمايي دنكيشوت هنوز در مرحله پيشتوليد هستند و معلوم نيست كليد فيلمبرداري آنها چه زماني زده ميشود. اما اين بحثهاي رسانهاي يك سود مثبت دارد و آن هم اين است كه تهيهكنندگان اين كارها را مجاب ميكند كه هر چه زودتر كار توليد آنها را شروع كنند.
|