خواسته هاي پليد!
خراسان , دوشنبه 19 دي 1390 - ساعت 18:58

واقعا خسته شده ام و نمي دانم چرا به اين راحتي فريب گفته هاي دروغين مردي هوسران و فاسد را خوردم.

 

هموطن آنلاین_غلامرضا تديني راد _ بعد از مدت ها کار و تلاش، يک روز تعطيل با دوست دوران دانشجويي ام تصميم گرفتيم به رستوراني در منطقه ييلاقي طرقبه در نزديکي مشهد برويم و چند ساعتي فارغ از هياهوي شهر، حال و هوايي عوض کنيم.
من و «مهين» يک خودرو سواري پرايد را به طور دربست کرايه کرديم و وقتي به مقصد رسيديم راننده خودرو مبلغي نصف کرايه واقعي را از ما گرفت و گفت: من در همين نزديکي مسافرکشي مي کنم، اين شماره تلفن همراه مرا داشته باشيد و اگر خواستيد زمان برگشت تماس بگيريد تا در خدمتتان باشم.
دختر جوان در دايره اجتماعي کلانتري نجفي مشهد افزود: ساعت حدود ۱۰ شب بود که من با شماره تلفن همراه راننده پرايد تماس گرفتم و او بلافاصله خودش را مقابل رستوران رساند و ما به سمت مشهد حرکت کرديم. در طول مسير هيچ حرکت مشکوکي از اين مرد جوان نديديم و او ما را به مقصد موردنظر رساند. دو روز از اين ماجرا گذشت و راننده جوان برايم پيامک عاشقانه اي فرستاد و ادعا کرد که مجرد است و از تنهايي رنج مي برد. روزهاي اول نسبت به اين پيامک ها بي تفاوت بودم اما او با دروغ پردازي هايش مرا تحت تاثير قرار داد و تصور مي کردم کسي که بنا به گفته هاي خودش تمام خانواده اش را در حادثه رانندگي از دست داده نيازمند محبت واقعي است و با اين افکار احمقانه به او جواب دادم و کم کم علاقه اي بين ما به وجود آمد.
دختر جوان افزود: مرد جوان در مدت کوتاهي آن قدر مرا به خودش وابسته کرد که فکر مي کردم بدون او زندگي برايم غيرممکن است. اما افسوس که غافل بودم و چشم هايم را به روي واقعيت هاي زندگي بسته بودم. چرا که پس از يک سال رابطه مخفيانه متوجه شدم او زن و يک بچه دارد و سرم کلاه گذاشته است. با روشن شدن اين واقعيت خودم را عقب کشيدم و گفتم نمي خواهم با زندگي يک نفر ديگر بازي کنم ولي او مدارکي رو کرد که با ديدن آن ها شاخ در مي آوردم. کيوان تهديدم مي کند که اگر به خواسته پليدش تن ندهم اين مدارک را براي پدر و مادرم ارسال مي کند و ... او خوب مي داند که پدرم بيماري قلبي دارد و کوچک ترين استرس و نگراني ممکن است به مرگش منجر شود براي همين هم نقطه ضعف از من گرفته است.
دختر جوان آهي کشيد و افزود: کاش مشکل به همين جا ختم مي شد چون الان مدتي است که کيوان پاي عموي پولدارش را نيز به وسط کشيده است و اصرار دارد که از او با حيله و نيرنگ اخاذي کنيم و ... واقعا خسته شده ام و نمي دانم چرا به اين راحتي فريب گفته هاي دروغين مردي هوسران و فاسد را خوردم.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news180356.html