هموطن آنلاین_ حجتالله اكبرآبادي - گرچه در دووميداني ايران قهرمانان و ورزشكاران زيادي بودهاند كه چراغ اين رشته را با تمام سختيها و مصائب قهرماني خاص اين رشته تا امروز روشن نگه داشتهاند، اما بيترديد دووميداني ايران طي اين سالها بيش از همه متاثر از يك نام بوده است؛ احسان حدادي.
جام جم ;ورزشكاري كه با پرتاب 69.32 متري خود ركورددار آسياست و با كسب مدال برنز جهان در سال 2011 در دايگوي كره جنوبي، فريادي به بلنداي تاريخ اين رشته برآورد.
قهرماني كه زماني با زدن حرف دلش براي قهرماني در جهان، مورد تمسخر همتيميهايش قرار گرفته بود، حالا به پشتوانه اين مدال ارزشمند و تواناييها و انگيزههاي بالايش، مصمم به كسب مدال در بازيهاي المپيك 2012 لندن است.
تجربه حضور ناموفق در المپيك پكن نيز زمينهاي شده تا احسان با چشماني باز و اطلاع از شرايط و فضاي مسابقات، مهياي حضور در اين بازيها شود. او كه تاكيد دارد ميخواهد با ركورد مدالآوري هادي ساعي در ورزش ايران برابري كند، بمبي از انگيزه است و اصلا باكي از اين ندارد كه بايد با چه حريفان بزرگي از جهان در راه كسب مدال المپيك مبارزه و رقابت كند.
فقط اين را خوب ميداند كه توانايي مدال گرفتن و پرتاب ديسك به بالاي 70 متر در وجودش هست و براي همين با انديشه حضوري موفق در المپيك 2012 لندن، فعلا شبهايش را به صبح ميرساند تا در اين ميدان بزرگ، نماينده شايستهاي براي ورزش مادر ايران باشد. با احسان دووميداني بعد از اردوي يك ماهه آفريقاي جنوبياش همصحبت شدهايم.
اردوي آفريقاي جنوبي خوش گذشت؟
خوش كه نه، چرا كه براي تمرين به آنجا رفته بوديم و تمام تمركزم به تمريناتي بود كه از سوي مربي برايم در نظر گرفته شده بود.
آخر گفته ميشد كه احسان به آفريقاي جنوبي ميرود تا آنجا تنها از فضاي كشور دور باشد، براي همين در دوره قبلي فدراسيون با اين اردو موافقت نشد.
از اين حرفها زياد راجع به من ميزدند، در حالي كه پيشرفت فني و ارتقاي ركوردهاي شخصيام مشخص ميسازد كه اين اردو چقدر در بهبود كيفيت كارم تاثير داشته است. به هر حال نميخواهم زياد راجع به گذشته صحبت كنم، چون اگر آقايان كارآمد بودند وزارت ورزش دست به تركيب مديريتي فدراسيون نميزد.
بهطور طبيعي احسان در شرايطي خود را آماده حضور در المپيك لندن ميسازد كه تجربه تلخ المپيك پكن را با خود دارد تا از اين تجربه ناموفق پلي به موفقيت در المپيك لندن بزند. اين مساله نيز ناشي از نگاه خوشبينانه نيست و ركوردهاي شما آن را نويد ميدهد. با اين مقدمه سوال اين است كه احسان حدادي با چه رويكردي براي حضور در المپيك آماده ميشود تا يك مدال تاريخي را نهتنها براي دووميداني كه براي ورزش ايران به ارمغان بياورد؟
خدمت شما بايد عرض كنم كه در ورزش قهرماني همه چيز به تجربه ختم ميشود. واقعيت اين است كه من در پكن تجربه لازم را نداشتم، شايد به لحاظ بدني آماده بودم و قبل از المپيك پرتابهاي خوبي داشتم، اما تجربه حضور در ميدان بزرگ المپيك را نداشتم و سنم نيز به نسبت ديگر ورزشكاران كم بود و اصولا نميدانستم كه چگونه بايد خودم را مهياي حضور در اين بازيها كنم. هر چند مربيام در 10 دوره المپيك به عنوان ورزشكار و مربي حضور يافته بود، ولي مهم اين است كه ورزشكاران در اين بازيها تجربه المپيكي داشته باشند.
من پيش از اين در مسابقات مختلفي شركت كرده و مدال هم گرفته بودم، اما نميدانستم كه يك ورزشكار براي نتيجه گرفتن در المپيك بايد يك دكتر خوب هم كنار خويش داشته باشد، من پيش از آن آسيب نديده بودم و اصولا هيچ زماني نيز به آسيبديدگي فكر نميكردم كه روزي به سراغم بيايد.من قبل از المپيك از ناحيه كتف آسيب ديدم و با همان وضعيت در المپيك پكن شركت كردم، در حالي كه در حال حاضر تمام برآوردها را از حضور در المپيك لندن دارم.شك نكنيد اگر تجربه المپيك را داشتم در پكن ميتوانستم مدال كسب كنم. اين را ميزان آمادگي من پيش از پكن 2008 بخوبي نشان ميدهد.
چرا روند درمان اين مصدوميت پيش از المپيك بهگونهاي انجام نشد كه بتوانيد در المپيك پرتابهاي خوبي داشته باشيد؟
وقتي از ناحيه كتف آسيب ديدم، پزشكان گفتند اگر عمل جراحي انجام دهم احتمال بازگشتم به دنياي قهرماني 30 درصد است و شايد ديگر نتوانم ديسك پرتاب كنم.اين در حالي بود كه پس از المپيك پكن به پزشك آلماني مراجعه كردم و او تاكيد كرد طوري عمل جراحي را انجام ميدهد كه صددرصد بتوانم به دنياي قهرماني برگردم. پس از آنكه در سال 88 در آلمان جراحي كردم، 6 ماه بعدش توانستم پرتابهايم را در اين ماده از نو آغاز كنم.
خوشبختانه با استفاده از مشاورههاي اين پزشك و بيشتر شدن تجربه خودم و مربيام، شرايط كنونيام اميدواركننده است. خدا را شكر در اين مدتي كه مربي دارم هيچ كمكاري نكردم. با اينكه در دوره مديريت سابق فدراسيون هم مربي نداشتم و خيلي هم اذيت شدم اما با همه وجود تمرين كردم و توانستم مدال برنز رقابتهاي جهاني را كسب كنم. الان شرايط خيلي خوب است و اگر مشكل خاصي پيش نيايد بيش از گذشته اميدوارم كه در لندن نتيجه خوبي بگيرم.
اما به اعتقاد بسياري از كارشناسان در كنار مصدوميت كه يكي از عوامل ناكامي شما در پكن بود، تخمين خوبي نيز راجع به دوران اوج آمادگيتان نداشتيد. مثالش نيز اين است كه شما قبل از المپيك به نقطه اوج رسيديد و بعد از آن دوره افتتان آغاز شد. اما حالا پس از گذشت چهار سال از آن رويداد، چنين به نظر ميرسد كه همه چيز براي حضور در المپيك لندن تحت كنترل و روبهراه باشد، اينطور نيست؟
من چنين نظري ندارم. چون اگر شرايط كانتر قهرمان المپيك پكن را قبل از حضور در المپيك بررسي كنيد، ميبينيد كه در چندين مسابقه شركت كرد و ركورد زد. اصلا شيوه كار در دووميداني طوري است كه بايد در مسابقات زيادي شركت كنيد تا به اوج آمادگي برسيد. تمرين جاي خود، اما براي به اوج رسيدن بايد در 5 تا 10 مسابقه حضور يافت تا بتوان به شرايط آرماني رسيد.
من در مسابقات قبل از المپيك به اوج آمادگي نرسيده بودم و حتي وقتي در مسابقات بلژيك 60 متر و 10 سانتيمتر پرتاب داشتم، مربيام باور نميكرد چون در اوج نبودم. يقينا اگر مصدوم نميشدم در المپيك بالاي 70 متر پرتاب داشتم يعني ركوردي كه تا حالا هيچكس در بازيهاي المپيك به آن دست نيافته است. انگار قسمت بود كه مصدوميت كتف اجازه چنين كاري را به من ندهد. متاسفانه بعد از المپيك هم وقتي دليل عدم نتيجهگيريام را مصدوميت عنوان كردم خيلي اذيتم كردند و گفتند اين توجيه مصدوميت، كار نخنماشدهاي است كه هميشه بعد از شكست مستمسك ورزشكاران قرار ميگيرد. اين در حالي بود كه من بيشتر از همه دلم ميخواست در المپيك پكن نتيجه بگيرم، چون براي آن خيلي سختي كشيده بودم.
از مهر 86 تمريناتم را براي المپيك پكن - كه مرداد 87 برگزار ميشد- شروع كردم و با وجود اينكه بدنم نسبت به بقيه ورزشكاران آمادهتر بود، اما به دليل مصدوميت نتوانستم موفق شوم. اتفاقا همان سال، مالاخوفسكي لهستاني يك ماه قبل از المپيك مصدوم شد اما خودش ميگفت ظرف يك ماه مصدوميتش را برطرف كردهاند و در نهايت در المپيك موفق به كسب مدال نقره شد.
اين نشان ميدهد علم پزشكي ورزشي ما آن قدر پيشرفت نكرده است كه بتوانند مصدوميت ورزشكاران را خيلي خوب و زود برطرف كرده و آنها را به دنياي قهرماني برگردانند. براي همين ميبينيم ورزشكاران زيادي از ايران به دليل آسيبديدگي يا ناكام مانده يا مجبور به خداحافظي از دنياي قهرماني شدهاند. فعلا كه همه چيز خوب است و همه فكر و ذكرم موفقيت در المپيك لندن است. من طي اين سالها از درس و تحصيلاتم گذشتهام. فقط هدفم موفقيت در المپيك لندن است؛ بنابراين بر تمرين و برنامهريزي روي اين بازيها متمركز شدهام.
نگفتي در اردوي آفريقاي جنوبي آناليزي هم از حريفان خود داشتي؟
چون در اين اردو ورزشكاران از كشورهاي مختلفي حاضرند، هركس به نوعي مشغول تمرينات خويش است. من هم در آنجا سرم به تمرينات سنگين خودم گرم بود و فقط در حين استراحت فرصتي پيش ميآمد كه با آنها گپ و گفتي داشته باشم.
ورزشكاران دووميداني از اواخر ارديبهشت مسابقات زيادي را پيشرو دارند كه بهطور طبيعي در رقابتهاي مهم ليگ الماس فرصتي ايجاد خواهد شد تا مربيان، آناليز لازم را از وضعيت قهرمانان مختلف داشته باشند.
و بهطور طبيعي در حال حاضر شرايط فدراسيون دووميداني بهگونهاي است كه اسباب رضايت شما را فراهم ميكند. چون قبل از آمدن افشين داوري به فدراسيون، فدراسيون قبلي مناسبات خوب و حسنهاي با شما نداشت و به نوعي راهتان جدا از يكديگر بود.
در حال حاضر از شرايط خيلي راضي هستم، گرچه خيلي زودتر از اينها ميشد اين شرايط را بر دووميداني ايران حاكم كرد و فدراسيون را دچار تغيير و تحول نمود، اما خب به هر حال بايد اين دوره گذار طي ميشد تا مسوولان ورزش به اين نتيجه برسند.
آقاي داوري بلد است چطور با ورزشكاران برخورد كند. اما در فدراسيون قبلي حق به حقدار نميرسيد و بنا بر توانايي ورزشكاران مختلف به آنها توجه نميشد. فكر ميكنم پس از رفتن آقاي كريمي از فدراسيون، بايد خيلي زود يك رئيس خوب را در راس فدراسيون قرار ميدادند. الان شرايط خوب است و مهمترين نكته اميدواركننده آرامشي است كه دووميدانيكاران از آن برخوردارند.
خود من به عنوان ورزشكاري كه يك طلاي جوانان جهان، چهار طلاي آسيا، دو طلاي بازيهاي آسيايي و يك مدال برنز جهان را در كارنامه دارد، احساس خوبي از وضعيت موجود دارم، گرچه اين شرايط حتي ميتواند ايدهآلتر نيز باشد و همه ميتوانند در اين زمينه كمك حال دووميداني ايران باشند. در حقيقت با اين شرايط فكر ميكنم دووميداني ايران ـ كه هيچگاه رنگ مدال المپيك را به خود نديده است ـ ميتواند در لندن تاريخساز شده و صاحب مدال شود.
طوري صحبت ميكني كه انگار قرار نيست يكي غير از خودت صاحب مدال المپيك شود. اين مساله به نوعي ميتواند حاكي از اعتماد به نفس بالاي شما باشد. اينطور نيست؟
فكر ميكنم اگر مصدوم نشوم مدال خوشرنگ المپيك دور از دستانم نيست. شايد عدهاي بخواهند تعبيرهاي مختلفي از اين حرف من داشته باشند، اما خودم بهتر از هر كسي ميدانم كه چه سختيهايي كشيدهام و با چه بيمهريهايي مواجه بودم، مخصوصا در سال گذشته كه سختترين سال زندگيام در دوره قهرماني بود.
اوج اين بيمهريها نيز زماني بود كه شما بدون همكاري فدراسيون روبهروي خبرنگاران نشستيد تا حرف دلتان را به گوش مردم و مسوولان ورزش برسانيد. نميخواهي اشاره كني كه دليل اين بيمهريها چه بود؟
قصد بازگشت به گذشته را ندارم و نميخواهم از برخي افرادي صحبت كنم كه قصدشان خدمت به دووميداني ايران نبود. همانطور كه گفتم هدف من كسب نتيجه ايدهآل در المپيك است و اگر به اين هدف برسم بخوبي جواب همه آن بيمهريها را خواهم داد و آنها متوجه ميشوند چه اشتباهاتي مرتكب شدند.
بيترديد وقتي يك ورزشكار ملي قصد شركت در مسابقهاي مهم چون المپيك را دارد همه بايد او را كمك كنند. اين در حالي بود كه خيليها دلشان نميخواست من پيشرفت كنم. براي همين هيچكس فكر نميكرد در مسابقات جهاني دايگوي كره جنوبي مدال بگيرم.
به هر حال فكر ميكنيم مدال دووميداني براي ورزش ايران آنقدر مهم باشد كه خواسته شود براي آن هر نوع هزينهاي صورت گيرد. آن هم در شرايطي كه اگر هوشيار عمل كنيم ميتوانيم در اين رشته صاحب يك مدال تاريخي شويم. فكر نميكني شرط 100 ميليوني شما براي حضور در ليگ چندان به مذاق فدراسيونيها خوش نيامد؟
شايد خيليها ندانند جايگاه دووميداني ايران كجاست، اما هركس رقابتهاي جهاني يا المپيك اين رشته را از نزديك تماشا كند ديگر سراغ فوتبال نميرود. اين رشته آنقدر زيباست كه در اغلب مسابقات مهم آن 100 هزار تماشاگر حضور مييابند و اين جايگاه رشته دووميداني را ميرساند. من نه براي خودم، بلكه براي آنكه از حق و حقوق ساير مليپوشان دووميداني دفاع كنم، مبلغ 100 ميليون تومان را به عنوان شرط عقد قرارداد با تيمهاي باشگاهي مطرح كردم و فكر نميكنم مبلغ بالايي هم باشد. مشكل فدراسيون قبلي نيز با من مساله شخصي بود و مهم اين است كه من الان در آرامش تمرين ميكنم و نميخواهم به گذشته برگردم.
با گرفتن مدال برنز جهان، خيليها پيشبيني ميكنند كه احسان در لندن روي سكو ميرود. خودت چه فكر ميكني، كدام مدال را نشانه رفتهاي؟
من حرفم را در ميدان مسابقه خواهم زد. برخي ورزشكاران ما كه حتي شانس مدال طلا هم دارند از المپيك هراس دارند، چون فضاي رواني قضيه آنقدر برايشان حساس ميشود كه نميتوانند در مسابقات موجوديت حقيقي خود را عرضه كنند. به هر حال من با نظر مربيام بايد كمتر مصاحبه كنم تا دچار استرس نشوم. بايد همه دست به دست هم بدهيم و ورزشكاران را از هر جهت براي حضور در المپيك لندن همراهي كنيم.
به هر حال نگفتي كه روي مدالت بايد حساب كنيم يا نه؟
من در اين چندوقت تمريناتم را قطع نكردم و اگر بخواهم بگويم مدال ميگيرم، سخني به گزافه نگفتهام و به نوعي حقم است. اما بعضي وقتها آسيبديدگي گريبان ورزشكار را ميگيرد يا شرايط روز مسابقه، وضعيتي غيرقابل پيشبيني را جلوي پاي ورزشكاران ميگذارد. به هر حال همه چيز بايد دست به دست هم بدهد.
من وقتي از مسكو به سمت كره جنوبي محل برگزاري رقابتهاي جهاني ميرفتم اين حس را داشتم كه مدال ميگيرم و خدا را شكر به آن نيز رسيدم. بايد بگويم تمرينات خوبي را در روسيه پشت سر گذاشتم و در حالي كه قبل از آن زير 64 متر پرتاب داشتم به لطف اين تمرينات توانستم در جهاني با پرتاب 66 متر و 8 سانتيمتر برنز بگيرم.
خوشبختانه همكاري جديدي را با مربي روسم آغاز كردهام و مو به مو برنامههاي او را دنبال ميكنم تا در لندن هماني باشم كه همگان انتظار دارند.
گويا با مدال جهاني، بار سنگيني را از روي دوش خود زمين گذاشتهاي و به نوعي همه باورت كردهاند؟
بعد از اينكه در دايگوي كره جنوبي مدال گرفتم همه قهرمانان آمدند و به من تبريك گفتند. ميدانيد چرا؟ چون من در مسابقات جهاني 2007 اوزاكا بايد براحتي مدال نقره ميگرفتم، اما متاسفانه در جريان آن مسابقات دچار سرماخوردگي شده و هفتم شدم. در بازگشت به ايران و رفع سرماخوردگي بعد از چند روز 66 متر و 30 سانتيمتر پرتاب داشتم، پرتابي كه در جهاني اوازاكا ميتوانست يك مدال خوشرنگ را برايم به همراه داشته باشد كه متاسفانه چنين نشد.
سال بعد نيز در المپيك پكن آسيبديدگي سد راهم شد. در جهاني 2009 به دليل جراحي دستم نتوانستم در بلژيك حاضر شوم، گوانگجو 2010 به طلاي بازيهاي آسيايي رسيدم و بالاخره 2011 مدال گرفتم. به هر حال خدا را شكر ميكنم كه اين طلسم شكسته شد. چون در رشته ما اگر روي دور مدالآوري بيفتيد راه براي مدالآوريهاي بعدي باز ميشود و مطمئنا كسي كه ركوردش تاپليست جهاني باشد ديگر استرسي براي مسابقه ندارد. من همه حريفان المپيكي خود را در يكي دو سال اخير به لحاظ ركوردي پشت سر گذاشتهام و استرس رسيدن به آنها را ندارم، فقط بايد در بهترين شرايط به لندن بروم و اميدوارم روز مسابقهام در المپيك روز من باشد.
يك نكته كه در رابط با تو حائزاهميت است اينكه حريفان جهاني و المپيكيات پا به سن گذاشته هستند و با توجه به شرايط سني، اين امكان برايت هست كه آنها را در مسابقات جا بگذاري. معتقدم در پكن جدا از آسيبديدگي، يك مقدار تحت تاثير جو مسابقات قرار گرفتي. جدا از همه اينها اين توانايي را در خود ميبيني كه ديسك را بالاي 70 متر پرتاب كني؟
در پكن جوگير نشدم، اما خب سن و سال و تجربه قهرماناني چون الكنا و كانتر از من بالاتر بود و من نيز آسيب ديده بودم. به هر حال يكسري از ورزشكاران هستند كه ديگر جاي پيشرفتي در پرتاب ديسك ندارند و به سقف توانايي خود رسيدهاند، اما من اين توانايي را در خودم ميبينم كه بالاي 70 متر پرتاب كنم.
اما قبول كن كه بعضي فرصتها در ورزش بدون برگشت هستند و بايد بتواني از آنها خوب استفاده كني، مثل المپيك پكن كه از دست رفت. از آنجا كه ورزشكار خوشروحيهاي هستي، در كوران رقابت باقي ماندهاي تا در المپيك حرفهاي بعدي ات را بزني.
من از لحاظ روحي هيچ وقت مشكلي ندارم. قبل از پكن وقتي مسوولان ورزش بر سر يكي از جلسات تمرينيام حاضر شدند به آقاي عليآبادي گفتم از ناحيه كتف مصدوم هستم و نميتوانم در المپيك شركت كنم. وضعيتم بهگونهاي بود كه حتي نميتوانستم رانندگي كنم و خيلي درد داشتم. اما آن موقع برداشتهاي ديگري از اين حرف من شد و راهي جز شركت در بازيها نداشتم. اما همه اينها تجربه است و ميخواهم از آنها براي حضور در لندن استفاده كنم. مطمئنا ورزشكاري كه آماده باشد اوج كارش را در مهمترين مسابقه زندگياش به نمايش ميگذارد.
اگر در رشته ما يك كار را اشتباه انجام دهيد حتي يك تكنيك كوچك هم روي ركوردها تاثير ميگذارد. به هر حال به آينده اميدوارم و دوست دارم دل مردم كشورم را با مدال المپيك خوشحال كنم. اگر در دووميداني مدال بگيريم به چهارمين رشته مدالآور كشور تبديل ميشويم كه در المپيك صاحب مدال شده است. اگر اين اتفاق بيفتد خيلي اتفاق خوبي براي ورزش ايران خواهد بود. آن هم در ميداني كه در مركز توجه قرار دارد، فقط اين را بگويم كه در حال حاضر بليت فينال دو 100 متر المپيك، سه ميليون و 500 هزار تومان قيمت دارد و اين جذابيت كار را نشان ميدهد.
برنامهريزي كردهاي که تا المپيك لندن در چه مسابقاتي حاضر شوي؟
من در اين زمينه تابع مربيام هستم و ايشان تصميم ميگيرد كه در چه مسابقاتي شركت كنم و چه موقع زمان استراحتم است. فقط ميدانم دو ماه قبل از المپيك در هيچ مسابقهاي شركت نميكنم.
و بهطور طبيعي امسال ميخواهي در ليگ الماس نتيجه خوبي از خود بر جاي بگذاري؟
چون در اين رقابتها كه در كشورهاي مختلف برگزار ميشود پول خوبي ميدهند 8 نفر اول دنيا به نام دعوت ميشوند. البته بيشتر ورزشكاران دووميداني منبع درآمديشان از اين مسابقات است و در نتيجه سعي ميكنند بهترين پرتابها را داشته باشند.من هم از اين مساله استثنا نيستم.
روي كداميك از قهرمانان در المپيك لندن حساب جداگانهاي باز كردهاي؟
من همه حريفانم را جدي ميگيرم و روي همه آنها حساب ميكنم و اصولا نبايد هيچ حريفي را دست كم گرفت. يكي دو سال آنها را دستكم گرفتم و نتيجه اين شد كه نفر هشتم من را گرفت. بهطور مسلم در المپيك همه بهدنبال مدال هستند و هيچكس صرف حضور گام به ميدان نميگذارد.
از 11 هزار ورزشكار شركتكننده در المپيك دو هزار نفر دووميدانيكار هستند و براي كسب 144 مدال رقابت ميكنند. در جمعبندي من، هشت نفر در پرتاب ديسك شانس كسب مدال هستند.
كانتر قهرمان المپيك پكن، الكنا قهرمان المپيك و جهان از ليتواني، مالوخوفسكي نايب قهرمان المپيك از لهستان، هارتينگ قهرمان جهان از آلمان، دو پرتابگر روس و دو آمريكايي و مجارستاني. بهطور مسلم هركس بهتر باشد بهترين مدال را ميگيرد.
در حالي كه ابتدا اعلام شد پرچمدار ايران در المپيك خواهي بود، اما بلافاصله چند روز بعد اعلام شد كه هنوز پرچمدار مشخص نشده است. در اين زمينه صحبتي با شما شده؟
خوشحال ميشوم اگر چنين افتخار بزرگي نصيبم شود. البته ورزشكاران بهتري از من هستند كه ميتوانند پرچمدار باشند، اما اگر در نهايت من برگزيده شوم، در فاصله دو هفته به آغاز بازيها به انگليس خواهم رفت تا علاوه بر شركت در مسابقات دايموند ليگ، پرچمدار ورزش كشورم در مراسم افتتاحيه باشم. بعد از مراسم نيز بلافاصله راهي آلمان ميشوم تا تمريناتم را تا شروع مسابقات در اين كشور انجام دهم.
راستي با اين وضعيت فكر ميكني تا چه زماني در عرصه رقابتهاي قهرماني حضور داشته باشي؟
ميخواهم تا المپيك 2020 در صحنه باشم، يعني تا 35 سالگي؛ سني كه يك ورزشكار در اوج تجربه و پختگي خود قرار دارد. البته همه اينها بستگي دارد به اينكه زود پيرم نكنند. چون در ايران اغلب ورزشكاران كه به 30 سالگي ميرسند به آنها ميگويند زشت است در صحنه باقي بماني و بهتر است خداحافظي كني.
عباس صميمي در 29 سالگي مجبور به خداحافظي شد، ولي من پرروتر از اين حرفها هستم و ميخواهم تا 35سالگي در عرصه رقابت باقي بمانم. به صميمي هم گفتم خيلي زود كنار رفتي. ايراد اين است كه خدا نكند در ورزش ما ورزشكاري كه 6 ماه كوچكتر است شما را بگيرد، بلافاصله برچسب پير شدن را به آدم ميزنند و به نوعي مجبورت ميكنند كه كنار بكشي. به هر حال من ميخواهم تا المپيك 2020 در صحنه باشم و با ركورد مدال آوري هادي ساعي در عرصه بازيهاي المپيك برابري كنم.
اما در رابطه با شما كه چنين مسالهاي مطرح نيست و به نوعي ابايي از اين نداري كه چند حريف خوب هميشه در كنارت باشند و رقابت كنند؟
درست ميگوييد، چون من واقعا روحيه رقابتطلبي دارم و هميشه دوست دارم يكي برايم كري بخواند يا مسوولان بگويند تمام شدهاي. اين چيزها به من انگيزه خيلي خوبي ميدهد. مدال جهاني كره جنوبي را نيز حسي گرفتم چون اين مدال باعث شد حرفهايم را خيلي راحت بزنم و بازتاب خوبي داشت و مردم خيلي به من محبت كردند.
شرايط امروز دووميداني ايران را چگونه ارزيابي ميكني؟ آيا شرايط بهگونهاي است كه ما چند احسان حدادي ديگر داشته باشيم؟
مهمترين عاملي كه اجازه نداده در دووميداني مثل رشتههاي ديگر پيشرفت كنيم در درجه اول اين بوده كه خود ورزشكاران نخواستهاند. معتقدم در درجه نخست خود ورزشكار بايد طالب پيشرفت بوده و در اين مسير نيز اعتماد به نفساش بالا باشد.
خوب به ياد دارم زماني در آكادمي ملي المپيك تمرين ميكرديم و چند ورزشكار داراي مدال آسيايي در كنار ما حاضر بودند. وقتي حرف پيش آمد من گفتم ميخواهم مدال جهاني بگيرم، آنها دو ساعت به من خنديدند و گفتند اين بچه چه ميگويد! فوقاش مثل ما ميتواني به مدال آسيايي برسي.
من وقتي آمدم دووميداني 16 ساله بودم و آرزويم قهرماني جهان بود و به لطف خدا تا اينجا رو به جلو حركت كردهام. بنابراين معتقدم ورزشكاري كه ميخواهد در اين رشته پيشرفت كند و موفق شود بايد اهداف بزرگي را براي خود تعريف كرده و به حداقلها قانع نشود. دومين دليل نيز به بيثباتي مديريت برميگردد كه دووميداني نيز از آن بيبهره نبوده است.
در دوره كفاشيان ، جلالي و كريمي، دووميداني ايران خوب پيشرفت كرد اما بعد از كنار رفتن مصطفي كريمي، دووميداني ايران با مديريت ضعيف10 سال عقب افتاد. خوشبختانه آقاي افشين داوري به علت مديريت و تجربه بالا در عرصه ورزش ميتواند هدايتگر خوبي براي دووميداني باشد. او از روزي كه آمده آرامش را براي اين رشته حكمفرما كرده است. ورزشكار جماعت هم همين را ميخواهد و فكر ميكنم وي در كارش موفق شود.
استعداد در ايران هم زياد است، ميتوانم بگويم دو هزار تا احسان حدادي داريم و به دليل چهار فصل بودن كشور ميتوانيم از امكانات خدادادي بهترين بهره را براي كشف استعدادها داشته باشيم. در رشته پرتابها هم استعدادهاي ژنتيك خوبي در سطح كشور داريم و اگر استعداديابي شود ميتوان ورزشكاران خوبي را از ميان آنها پرورش داد. |