با اكبر نبوي، منتقد سينما; سينماي دفاع بايد كليشه‌ها را بشكند
چهارشنبه 3 خرداد 1391 - ساعت 16:47

اگر بخواهيم در كليت سينماي جهان حساب كنيم، سينماي دفاع مقدس ژانر تعريف نشده‌اي است. ما ژانر سينماي جنگي يا سينماي اكشن داريم ولي ژانر سينماي دفاع مقدس نداريم واين تعريفي است كه خودمان آن را ارائه داده ايم.

 

هموطن آنلاین_ آزاده كريمي_ اكبر نبوي منتقد سينما و سردبير سابق نشريه سينمايي «ققنوس»، چهره شناخته شده‌اي در عرصه سينماي دفاع مقدس است. او علاوه بر اين‌كه دفاع در جنگ را تجربه كرده، هميشه و هر جا هم تلاش كرده تا در حفظ و حمايت از سينماي دفاع مقدس بكوشد.
او سينماي جنگ را سينماي پايداري و مقاومت مي‌داند و تئوري و نظريه‌هاي كاربردي در به روز كردن اين سينما را ارائه كرده است. نبوي كه يكي از كارشناسان خوب سينماي دفاع مقدس است.
در اين مصاحبه درباره تعاريف قديمي از سينماي دفاع مقدس و بازتوليد اين تعاريف سخن گفته است.
جام جم ;اگر بخواهيم در كليت سينماي جهان حساب كنيم، سينماي دفاع مقدس ژانر تعريف نشده‌اي است. ما ژانر سينماي جنگي يا سينماي اكشن داريم ولي ژانر سينماي دفاع مقدس نداريم واين تعريفي است كه خودمان آن را ارائه داده ايم.
تقريبا همه ما دچار يك سوءتفاهم در نامگذاري وتقسيم بندي ژانرها هستيم. اين فقط مختص به ايراني‌ها نيست، در هاليوود هم اين سوءتفاهم به وجود آمده است. بر پايه اين سوءتفاهم اگر سينماي جنگ را ژانر بخوانيم سينماي دفاع مقدس هم ژانر است. ببينيد! در ميان آثار جنگي موجود در جهان يك دسته از فيلم‌ها وجود دارد كه من به آنها سينماي مقاومت ميهني مي‌گويم. ( فارغ از اين كه اين دسته آثار را ژانر بدانيم يا خير) در سينماي مقاومت ميهني ما با دفاع و پايداري يك ملت در برابر تهاجم ارتش خارجي روبه‌رو هستيم. مانند فيلم‌هايي كه هنرمندان و سينماگران روس درباره تجاوز آلمان به استالينگراد ساخته‌اند. يعني هر فيلمي كه مقاومت مردم استالينگراد را در برابر نيروي آلماني نشان مي‌دهد، مربوط به سينماي مقاومت ميهني است. سينمايي كه به مقاومت مردم ويتنام عليه اشغال آمريكا مي‌پردازد از همين گونه است. پس سينماي مقاومت يك پديده جهاني است.
اين كه ما مي‌گوييم سينماي دفاع مقدس و جز اين واژه از واژه ديگري استفاده نمي‌كنيم به يك دليل بسيار مهم است. مقاومت مردم ايران برخلاف مقاومت مردم ساير كشورها داراي عناصر و شاخصه‌هاي چندگانه است. اگر مردم يوگسلاوي يا فرانسه عليه نيروهاي آلماني مبارزه مي‌كنند و مي‌خواهند آنها را بيرون كنند، عنصر اصلي درمبارزه آنها عنصر ميهن و جغرافياست. ولي در كنار اين عنصر اصلي در مقاومت مردم ايران عليه ارتش عراق، يعني حس وطن‌دوستي و وطن‌خواهي، ملت ايران براي پاسداري از يك تاريخ و فرهنگ و حوزه تمدني هم در برابر ارتش حزب بعث مي‌جنگيدند.
اين را بدانيد ملت‌هايي كه تاريخ ندارند صرفا از يك جغرافيا دفاع مي‌كنند، اما ملتي كه تاريخ دارد، در هنگام دفاع، از تاريخ و از يك تشخص و هويت تاريخي هم دفاع مي‌كند. عنصر ديگري كه نقش بسيار مهمي در دفاع 8 ساله مردم ايران دارد، اعتقادات ديني اين مردم است، يعني مقاومت براساس يك باور ديني و براي نگاهباني از يك انديشه و مرام آسماني و آموزه‌هاي وحياني. چرا مقاومت 8 ساله ما گاهي با واقعه عاشورا سنجيده مي‌شود؟ چون رنگ و بوي بسيار روشني از واقعه عاشورا مي‌گيرد. شما وقتي فيلم‌هاي مستند مربوط به جنگ را مي‌بينيد، مشاهده مي‌كنيد كه رزمنده‌هاي ايراني در شب عمليات، دعاي كميل و زيارت عاشورا مي‌خوانند و براي مظلوميت امام حسين روضه‌خواني وعزاداري مي‌كنند. اين موضوع خيلي مهم است. يك فرهنگ شگفت است. رزمنده‌اي كه احتمالا تا چند ساعت بعد شهيد مي‌شود براي يك شهيد عظيم‌الشان كه بيش از 1300 سال پيش به شهادت رسيده سوگواري مي‌كند. با وجود اين فرهنگ و ريشه و حضور پررنگ دين در رفتار و انديشه و كنش رزمندگان ايراني، دفاعشان مقدس مي‌شود. چون دين امري قدسي است. گرچه امر ديني براي ساماندهي زندگي مادي و معنوي بشر است و افق بشر را براي زندگي دراين دنيا و زندگي در جهان بازپسين ترسيم و روشن مي‌كند.
چرا الان توجهي به سينماي دفاع مقدس نمي‌شود؟

به چه چيزي بايد توجه شود؟ شما به عنوان يك جوان در سينماي دفاع مقدس دنبال چه چيزي هستيد كه خلأ آن برايتان علامت سوال شده است.
من به دنبال دلايلش هستم و به دنبال وقايعي كه در تاريخ اتفاق افتاده... .
اين وقايع اتفاق افتاده به چه درد شما مي‌خورد؟ چه نقشي در امروز شما مي‌تواند ايفا كند؟


من مي‌فهمم كه چه اتفاقي در مملكت من افتاده واين كه وظيفه تاريخي من چيست؟

در پاسخ به اين سوال شما بايد به اين نكته اشاره كنم كه تقريبا به كدام اصول ومباني فرهنگي اصيل‌مان داريم توجه مي‌كنيم كه حالا بخواهيم به سينماي دفاع مقدسمان توجه كنيم؟ ما نسبت به بسياري از اصول غفلت كرده‌ايم و سينماي دفاع مقدس يكي از آنهاست.
البته شعاردهندگان زياد هستند. خب، البته اين شعاردهندگان هم مي‌خواهند در اين جامعه سهمي داشته باشند. به شعارها كه نبايد توجه كنيم، به داعيه‌داران بي‌عمل كه نبايد توجه كنيم. اتفاقا داعيه داران بي‌عمل بيشترين لطمه‌ها را به اين سينما زده‌اند. دستگاه‌هاي فرهنگي هم بيشترين لطمه را زده‌اند. مهم‌ترين عاملي كه باعث شد ما از يك جهان معنايي دوست‌داشتني و هم ‌برانگيزاننده و هم پيش‌برنده و هم در عين حال انساني و آسماني فاصله بگيريم حاكميت دوران سازندگي بود اين به معناي نفي خدمات دولت سازندگي و شخص آيت‌الله هاشمي رفسنجاني كه خدمات زيادي هم كشيده‌اند نيست. به دليل تغيير رويكردهاي فرهنگي دولت، يك جرياني در اين كشور حاكم شد كه هنوز ادامه دارد و من اسم آن را «جريان عادي زندگي» گذاشته‌ام. جريان عادي زندگي با آرمانخواهي در تضاد است اين جريان به دنبال پيدا كردن تعريفي از زندگي است كه بيشتر داراي مولفه‌هاي مادي است تا مولفه‌هاي معنوي. البته بايد توجه داشت در جامعه‌اي اگر همه چيز مادي بشود كاريكاتوري است و اگر برعكس، همه چيز معنوي شود باز هم كاريكاتوري است. خداوند به دلايلي ما را در جهان ماده قرار داده ولي به ما هشدار داده كه در جهان ماده غرق نشويم. درعين حال نيز هشدار داده كه آنقدر نيز در معنويات غرق نشو تا از زندگي روزمره خود غافل شويم.
آرمان و واقعيت در زندگي دو موضوع مهمي هستند كه بايد تناسب داشته باشند. رفتارها و سياست‌هاي عملي در دوران سازندگي به گونه‌اي بود كه انگار در گذشته جامعه فقط آرمانگرا بوده و اكنون زمان توجه به واقعيت است. در نتيجه بسياري از موضوعات را مزاحم و دست و پاگير تلقي كردند، وقتي اين اتفاق افتاد خيلي از بخش‌هاي جامعه و مسوولان درگير اين رويكرد شدند و نتيجه اين شد كه بسياري از ريشه‌هاي فرهنگي و اصول انسان ساز به حاشيه رفت و دفاع مقدس هم از اين موضوعات بود. دولت خاتمي هم كه سركار آمد بيشتر به دنبال تحركات سياسي خودش بود. آن هم نتوانست كار چنداني كند، دولت احمدي‌نژاد هم كه... بگذريم.
تحليل اصلي من اين است كه آقايان آن جهان معنايي و آرمان‌ها را قبول نداشتند و به مرور اينقدر درگير زندگي دنيايي شدند كه آرمان‌ها برايشان رنگ باخت. در تعريف آنها از توسعه نه فرهنگ جايگاه داشت و نه معنويت در نتيجه آرمان را مزاحم خود تلقي مي‌كردند. اين قضيه از دولت هاشمي شروع شد و تمناهاي مادي در مسوولان افزايش پيدا كرد و تاكنون ادامه دارد.
چرا جمع فيلمسازان دفاع مقدس از هم پاشيده شد؟ اين امر به دليل تغيير روحيه‌اي بود كه گفتيد يا ساخت چنين فيلم‌هايي سخت شد.
مجموع اين دلايل. به‌رغم شعارهايي كه در جهت حمايت از سينماي دفاع مقدس زده مي‌شود، اراده كافي براي حمايت از اين سينما وجود ندارد. نهادهايي كه بايد بيشترين حمايت را مي‌كردند، بيشترين محدوديت را ايجاد كردند. در اين شرايط فيلمسازي كه بايد فيلم بسازد، با درهاي بسته متعددي مواجه مي‌شود. با اما واگرهاي بسيار و با دخالت‌هاي نا‌به‌جا روبه‌رو مي‌شود و در كنار خودش عنصر مشوق نمي‌بيند. خوب طبيعتا مي‌رود سراغ سوژه‌هاي ديگري كه دغدغه‌اش، درد سرش و پاسخ دادنش كمتر است. در اين وضعيت، نهادهايي كه بايد در اين زمينه پاسخ بدهند، بيشتر پرسش مي‌كنند و اين يكي از طنزهاي تلخ اين مملكت است. به نظرم بايد نهادهاي نظامي آغوششان روي فيلمسازاني كه قصد توليد فيلم در زمينه سينماي دفاع مقدس را دارند باز باشد.
خود من براي تهيه فيلمي با موضوع دفاع مقدس نيازمند چند دستگاه آمبولانس اسقاطي و چند قبضه اسلحه و چند دست لباس و پوتين بودم ولي نهاد نظامي كه بايد اين وسايل را در اختيار پروژه قرار مي‌داد، از من چك سفيد خواستند! ارزش ريالي همه اينها شايد 50 ميليون تومان مي‌شد. بعد هم مي‌گفتند ما بايد فيلمنامه را بخوانيم تا تصويب كنيم و موارد ديگر. البته نهاد ديگري رفتار بسيار خوبي كرد و نه تنها فيلمنامه را نخواست بلكه به پروژه كمك‌هاي بسياري هم كرد.
حالا من يك تجربه تلخ دارم، ببينيد فيلمسازي چون حاتمي‌كيا چه تجربه‌هاي تلخي دارد. مرحوم رسول ملاقلي پور چه تجربه‌هاي تلخي داشت. بارها به من مي‌گفت ديگر نمي‌خواهم فيلم دفاع مقدسي بسازم و مي‌خواهم فيلم آپارتماني بسازم. چرا حاتمي‌كيا به نقطه‌اي رسيده كه ديگر نمي‌خواهد فيلم دفاع مقدسي بسازد؟ اين پرسش را هم بايد دستگاه‌هاي فرهنگي جواب بدهند و هم دستگاه‌هاي نظامي كه چه كردند با حاتمي‌كيا. چه كردند با عزيزالله حميدنژاد؟ مگر چند فيلم بسيار خوب دفاع مقدس از او نيست؟ چرا نبايد ديگر فيلمسازي مثل او شوقي براي ساخت فيلم در اين حوزه نداشته باشد؟
مشكلات سينماي دفاع مقدس در زمان كنوني چيست؟

يكي از مهم‌ترين مشكلات ما در عرصه سينماي دفاع مقدس، اساسا تعريف نادرست از سينماي دفاع مقدس است. تعاريف ما از سينماي دفاع مقدس نادرست و ناقص است و بشدت غيركاربردي است. ما در تعاريفمان مربوط به سينماي دفاع مقدس و سينماي پايداري بايد به يك نكته مهم توجه كنيم. آن نكته اين است كه دفاع چه از نوع مقدسش، يعني دفاعي كه ماهيت ديني داشته باشد و چه دفاعي كه مبتني بر تمناهاي وطن‌خواهانه يك ملت است ـ‌ هر نوع دفاعي هم حتي دفاع يك انسان در برابر يك سارقي كه مي‌خواهد كيفش را بدزدد ـ‌ هميشه يك امر انساني مبتني بر گوهر عدالت است. يعني دفاع در خانه عدالت نشسته است و تجاوز در خانه ظلم. حالا اين تجاوز چه تجاوز ارتش يك ملت به ملتي ديگر با تعاريفي چون جهانگشايي و... باشد، چه سرقت از گاو صندوق يك مغازه، اين هم تجاوز است كه در خانه ظلم نشسته است و از ظلم ارتزاق مي‌كند. پس در واقع بايد گفت دفاع از عدالت ارتزاق مي‌كند و تجاوز وتعدي از ظلم.
با اين تعاريف بايد از خودمان بپرسيم كه سينماي دفاع مقدس بايد در سال 91 چگونه باشد؟ عناصر روايت در سينماي دفاع مقدس در اين سال در چه بسترهايي بايد پهن شود و چگونه بايد باشد؟ همچنين بايد بپرسيم، دايره مضمون‌پردازي سينماي دفاع مقدس چگونه بايد باشد؟ آنچه نيز كه در تعاريف موجود درباره سينماي دفاع مقدس وجود دارد، اعم از تعاريف فيلمسازاني كه فيلم‌هاي دفاع مقدس ساختند تا تعاريف اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي از گذشته تا به امروز و تمام كساني كه نقشي در حوزه قانونگذاري و اجرا دارند، تمامي تعاريف آنها از سينماي دفاع مقدس تعريفي كهنه، ناقص و نخ‌نما شده است.
يعني بايد تعريف جديدي از سينماي دفاع مقدس ارائه كنيم؟

ببينيد اگر بپذيريم و واقعيت هم همين است كه دفاع مبتني بر گوهر عدالت و عدالت‌خواهي است، آن موقع بايد نسبت سينماي دفاع مقدس را با جامعه امروز تعريف كنيم. آن موقع بايد عدالت‌خواهانه‌ترين فيلم‌هاي ما، فيلم‌هاي دفاع مقدس باشند.
آن موقع بايد قهرمان‌هاي دفاع مقدس، چه قهرمان‌هايي كه بازمانده از هشت سال دفاع هستند، چه قهرمان‌هاي گمنامي كه مشهور نيستند و چه قهرمان‌هايي كه در فيلم ما وجود دارند، متاثر از آن جهان معنايي باشند، در سال 91 كنش داشته باشند. قهرمان‌هايي كه در روزگار دفاع اصلا در جنگ حضور نداشتند مثلا يك جوان 25 يا 27 ساله، بايد كنشي مبتني برآن جهان معنايي داشته باشد. با اين روش و شيوه و در چنين بستري است كه مي‌توانيم اين جهان معنايي را به امروز بياوريم. كاري كه ما كرديم اين بود كه جهان معنايي 8 سال دفاع مقدس را در گذشته دفن كرديم و نگذاشتيم به جلو بيايد.
نمونه‌هاي چنين عملي در سينماي ايران بوده؟

يكي از نمونه‌هاي چنين عمل و كنشي فيلم سينمايي «آژانس شيشه‌اي» (ابراهيم حاتمي‌كيا) است. با اين تفاوت كه حاج كاظم براي يك رزمنده دارد، اين كاررا انجام مي‌دهد ولي حاج كاظم اگر ظلمي دارد اتفاق مي‌افتد، در موقعيت‌هاي مشابه براي يك غيررزمنده هم بايد اين كار را انجام دهد. نمونه ديگرش شخصيت دومان در فيلم «قارچ سمي» (مرحوم رسول ملاقلي‌پور) است. دومان هم يكي از رزمندگان سالهاي دفاع مقدس است. در شركتي كه او هيات‌مديره و مديرعاملش است، اگر ظلمي صورت گيرد در مقابل اين ظلم و ستم مي‌ايستد و اين يك كنش قهرمان دفاع مقدس است.
حاج كاظم و دومان هر دو جنگيده‌اند ولي اگر قهرمان فيلم، جواني 25 ساله هم باشد كه در زمان جنگ نبوده، ولي كنشش در برابر ظلم و ستم، مبتني بر آن جهان معنايي باشد، فيلم، دفاع مقدسي است. سينماي دفاع مقدس بايد تمامي تعريف موجود و كليشه‌هاي موجود را بشكند. چيزهايي كه دست و پاي سينماي دفاع مقدس را بسته، همين تعاريف كليشه‌اي، نخ‌نما و كهنه درباره سينماي دفاع‌مقدس است. فرهنگ تاريخي من مي‌گويد اين غلط است. من به جمله معروف «هر روز عاشوراست و همه جا كربلاست»، استناد مي‌كنم. اين جمله مي‌گويد كه بايد فرهنگ عاشورا را بازتوليد كرد كه كاري رزمندگان ايراني در 8 سال دفاع مقدس انجام داده و آن فرهنگ را بازتوليد كردند. يعني اگر قرار باشد هر زماني عاشورا باشد، پس ما داريم از يك جهان معنايي براي ساماندهي امروزمان استفاده مي‌كنيم. اگر هر زمين كربلا باشد ما به تعبيري داريم به زمين‌، هويتي فراتاريخي مي‌دهيم و در هر زميني كه ظلم و ستمي صورت گيرد و مبارزه‌اي عليه آن ظلم و ستم آغاز شود، انگار آن زمين ترجمه‌اي از كربلاست. غير از اين است؟
خير.
پس شما متوجه شديد وقتي مي‌گويم تعاريف نخ‌نماست و اين به سينماي دفاع مقدس آسيب‌زده، يعني چه. اتفاقا مهم‌ترين كاركرد سينماي دفاع مقدس براي امروز همين است و اين سينما بايد بتواند خودش را مبتني بر عدالت و ظلم‌ستيزي تعريف كند.
اگر يك فيلمي آمد يقه مسوول فاسدي را گرفت، اگر فيلمي آمد پرونده شهرام جزايري را خيلي خوب وارسي كرد، اين يك فيلم دفاع مقدس مبتني بر همان جهان معنايي است كه توضيح دادم (نه جهان معنايي سكولار و نه حتي جهان معنايي لائيك) حتي اگر قهرمانش رزمنده سال‌هاي دفاع مقدس هم نباشد؛ چون اقتدا كرده به آن جهان معنايي.
چنين فيلم‌هايي را در سينماي ايران داريم؟

نه. چون هنوز آن را تعريف نكرده‌ايم، چون احساس نكرده‌ايم كه بايد تعاريفمان را روزآمد كنيم. يكي از مشكلاتي كه از زمان مشروطه وحتي قبل از آن گريبانگير ما شده، اين است كه به دليل گرفتاري در يك مثلث منحوس «تب‌زدگي، بت‌زدگي و غرب‌زدگي» توانمندي‌هايمان براي بازتوليد معارف و مباني، دچار غفلت مضاف شده، فراموش كرده يا از دست داده‌ايم. در حالي كه جامعه ايراني پتانسيل و ظرفيت اين بازتوليد را قبلا داشته است.
تب‌زدگي در اين مثلث منحوسي كه تعريف كرديد، به چه معني است؟

تب‌زدگي همان جوزدگي است. بسياري از پيشقراولان فكري در حوزه روشنفكري جوگير مي‌شوند. كسي كه مدعي روشنفكري است كه نبايد جوگير شود. مدعيان روشنفكري ما يك بتي را مي‌سازند و از بامداد تا شامگاه به آن سجده مي‌كنند. چرا؟ چون دچار بت‌زدگي هستند. عين رفتارهاي اعراب قبل از اسلام. آقا اين سنگ را خودت تراشيده‌اي، آن وقت از آن حاجت هم مي‌خواهي؟
واقعا موقعيت مضحكي است كه گروهي، يكسري افراد و عناصري را بزرگ مي‌كنند و خودشان را زير سايه همان‌ها گم مي‌كنند. يعني خودشان، منش و كرامت‌شان را گم كرده و فراموش مي‌كنند. پارسال در جشنواره هنر مقاومت گفتم متاسفانه خيلي‌ها «غرب» را يك مكان جغرافيايي تلقي مي‌كنند. اين كه مي‌گوييم ما با «غرب» مبارزه مي‌كنيم، به اين معني نيست كه با غرب جغرافيايي مشكلي داريم. جهان معنايي غرب است كه دچار اشكال است آن جهان ماده‌انگارانه است كه... .
همان موضوع سلطه ماشين و... .

ماشين بخشي از آن جهان ماده‌انگارانه است، همان موضوعي كه جامعه‌شناسان از آن به عنوان ماشينيسم ياد مي‌كنند. منظور من جهان معرفتي گسسته از آسمان است. اين جهان گسسته از آسمان و جهان معنايي غرب است كه بايد نفي‌اش كرد وگرنه جهان جغرافيايي غرب كه نفي‌كردن ندارد.
اين مثلثي كه به آن اشاره كردم دارد اذيت مي‌كند، به همين خاطر ما نمي‌توانيم بازتوليد داشته باشيم. به همين دليل ما در علوم انساني بيشترين مشكلات را داريم و دليل گرفتاري‌هايمان درهمين است. اين وجه غرب‌زدگي بسيار بد است كه تشخص ملي، انديشه‌اي، فرهنگي و معرفتي خودم را قبول نداشته باشم و ملتم را باور نكنم.
مشكلات سينماي دفاع مقدس از منظر شما، علاوه بر تعريفي كه ارائه كرديد، چيست؟

سينماي دفاع مقدس غير از آنچه گفتم 3 مشكل عمده دارد؛ 1ـ‌ فقدان حمايت‌هاي لازم از كساني كه بايد از آنها حمايت شود و دخالت كساني كه نبايد دخالت كنند، 2ـ‌ كاهش انگيزه‌هاي لازم درميان فيلمسازان. نمي‌خواهم بگويم انگيزه‌ها كامل از بين رفته، مي‌خواهم بگويم انگيزه‌ها كاهش پيدا كرده است. شايد اگر بسترها فراهم شود، فيلمسازان دوباره برگردند و فيلم دفاع مقدس بسازند. انگيزه‌ها در آنها نمرده و هنوز وجود دارد. اگر شرايط مساعد شود اين انگيزه‌ها افزايش پيدا مي‌كند و 3ـ‌ اقدام به تعريف درست سينماي دفاع مقدس و به‌روزرساني آن. اين 3 عامل علت اصلي گرفتاري‌هاي ما در زمينه سينماي دفاع مقدس است.
فكر مي‌كنيد فيلمسازان دفاع مقدس ما، به آن بازتوليدي كه فرموديد، تا چه اندازه تن مي‌دهند و از كليشه‌ها مي‌گذرند؟

من با قاطعيت مي‌گويم هيچ‌كدام آنها نسبت به اين بازتوليد، فكري نكرده‌اند. آنها خود را محصور همان موضوعات گذشته مي‌دانند، البته ما نبايد از يك فيلمساز توقع نظريه‌پردازي داشته باشيم. حالا اگر فيلمسازي به حوزه نظريه‌پردازي آمده، خيلي خوب است، ولي فيلمساز وظيفه‌اش نظريه‌پردازي نيست. ديگران بايد نظريه‌پردازي كنند. فيلمسازاني چون حاتمي‌كيا، تبريزي و حميدنژاد همچنان درگير همان تعاريف گذشته‌اند. فيلمسازان دفاع مقدس ما نتوانسته‌اند، آن تعاريف كليشه‌اي گذشته را بشكنند و اين كليشه‌شكني نياز زمانه است؛ نياز زمانه امروز، فردا و 100 سال ديگر است كه مبتني بر آن جهان معنايي تعاريف ما بايد جديدتر شود.
شايد اين ترس وجود دارد كه نكند به اين جهان معنايي خدشه وارد شود.

نه. ما متاسفانه در يك شرايط خاص، مجموعه‌اي از تعاريف و رويكردها برايمان به سرعت تبديل به تابو مي‌شود. مثل اين كه الان بخشي از سنت‌هاي غلط آمده و جاي دين نشسته است. اين را كارشناس‌هاي دين مي‌گويند. الان علماي بزرگ هم نمي‌توانند آن را بشكنند و كاري در اين زمينه بكنند. مثلا آقاي مطهري يك سخنراني معروف درباره تحريفات عاشورا دارد و ايشان جرات كرد كه حرف‌هايي بزند. اگر در مخالفت با اين تحريف‌هاي عاشورا كسي حرف بزند به او انگ مخالفت با عاشورا مي‌زنند. در سينماي دفاع مقدس هم خيلي از موضوعات به تابو تبديل شده است و اين تابوشكني شهامت مي‌خواهد، چون كسي مي‌تواند تابوهاي بيروني را بشكند كه ابتدا تابوهاي دروني را شكسته باشد. من و شما اگر نتوانيم بت‌هاي درون را بشكنيم، نمي‌توانيم بت‌هاي بيرون را بشكنيم. مي‌توانيم؟ كسي مي‌تواند بت‌هاي درون را بشكند كه انساني معرفت‌انديش و با خودش صادق باشد و خود را بي‌رحمانه و البته مبتني بر اصول خرد و انديشه، نقد كند. بگذريم از اين كه ما نه‌تنها خود را نقد نمي‌كنيم، بلكه از نقد ديگران هم چهره در هم مي‌كشيم و دژم مي‌شويم.
مخاطب سينماي دفاع مقدس كم شده است و عده‌اي معتقدند كه مخاطبان به ديدن فيلم‌هاي فعلي دفاع مقدس علاقه‌اي ندارند. سينماي دفاع مقدس با همان تعريف اوليه‌اش آيا مي‌تواند مخاطب داشته باشد؟

اگر يك اثر سينمايي مربوط به دفاع مقدس، داستان خوبي داشته باشد هنوز هم مي‌تواند مخاطبان زيادي داشته باشد. مشكل ما اين است كه داستان‌هاي فيلم‌هاي دفاع مقدس خوب، استوار و پركشش نيست. براساس داستان‌هاي سست و كم‌مايه، فيلمنامه‌ها سست‌تر نوشته مي‌شود. براساس فيلمنامه‌هاي سست و لرزان فيلم‌هاي بدون چارچوب و استحكام ساخته مي‌شود و اين اصلا ربطي به سينماي دفاع مقدس ندارد. سينماي دفاع مقدس اگر داستان داشته باشد، با رويكردهاي گذشته‌اش و در دل شخصيت‌پردازي مناسب، مخاطب خود را پيدا مي‌كند. وقتي مخاطب در سينما بخشي از دغدغه‌هايش را پيدا كند، قطعا از آن استقبال مي‌كند، ولي اين داستان‌هاي سينماي دفاع مقدس هستند كه مشكل دارند. مخاطب ثابت كرده، هر موقع فيلمي داستان خوبي داشته استقبال مي‌كند، فيلم‌هاي حاتمي‌كيا، بني‌اعتماد، ميركريمي و... از جمله اين فيلم‌هاست.
اخراجي‌ها هم مخاطب زيادي داشت... .

اخراجي‌ها سوءاستفاده از يك خلأ بود. اخراجي‌ها يك لمپنيزم تمام‌عيار است. شما يادتان باشد لمپنيزم در هر شكلش مي‌تواند نگاه‌ها را نسبت به خودش جلب كند، چون لمپنيزم خلاف هنجارهاست. شما وقتي در ميدان وليعصر حركت مي‌كنيد، اگر يك تابلوي غيرمعمول وجود داشته باشد، بيشتر به آن توجه مي‌كنيد تا درخت‌هايي كه در بلوار كشاورز هستند يا اگر آقا و خانمي ايستاده باشند و رنگ لباسشان غيرمعمول باشد، همه به آنها نگاه مي‌كنند. اين نگاه‌كردن به معناي تحسين نيست، بلكه ممكن است به معناي تقبيح هم نباشد. ممكن است اين نگاه واجد بار ارزشي هم نباشد، بلكه فقط جلب توجه مي‌كند.
فيلم اخراجي‌ها، يك لمپنيزم تمام‌عيار است. فيلمفارسي هم نيست چون فيلمفارسي در مقايسه با اخراجي‌ها، شرافت دارد. فيلمفارسي با وجود آن كه خيلي مبتذل است ولي واجد يك عناصر است و آنقدر با خودش روراست هست كه مقدسات را مضحكه نمي‌كند. با دنياي انساني و عواطف مردم كار دارد، ولي اخراجي‌ها دارد يك جهان معنايي را مورد تمسخر قرار مي‌دهد و دروغ آشكاري را به اين جهان معنايي نسبت مي‌دهد، مقصر مردم نيستند و نمي‌شود گفت كه چرا مردم به تماشاي اخراجي‌ها رفتند. بايد يك بررسي جامعه‌شناختي صورت بگيرد تا بدانيم بخش زيادي از مردم براي فراموش كردن چه موضوعات و خنديدن به چه چيزهايي به تماشاي اين اثر مبتذل رفته‌اند. گاهي رويكرد به پديده‌هاي مبتذل، واجد مجموعه‌اي از پيام‌هاي اجتماعي است كه اگر به آن توجه نكنيم آسيب مي‌بينيم. من دراين‌باره تحليل دارم ولي در اين مقطع زماني نمي‌توانم آن را بازگو كنم؛ بگذريم. كساني بايد راجع به لمپنيزم اخراجي‌ها جواب بدهند كه كاري كردند كه خلأ در زمينه فيلم‌هاي دفاع مقدس وكمدي به وجود آمد.
ما اگر فيلم‌هاي كمدي سرحال و قبراق با داستان خوبي و فيلم‌هاي دفاع مقدس بسيار خوبي با داستان بسيار جذاب و پركشش توليد مي‌كرديم، شما ترديد نكنيد كه اخراجي‌ها اينقدر فروش نمي‌كرد.
شما بدانيد پديده‌هاي ضدفرهنگي در خلأ پديده‌هاي مثبت فرهنگي مي‌توانند براي خود جا باز كنند، اما اگر خلأ وجود نداشته باشد آنها فرصتي براي خودنمايي پيدا نمي‌كنند.
شما اگر به بوستان، مزرعه و باغ خود رسيدگي كنيد تا درختان بارور و سايه‌گستر شوند، علف‌هاي هرز نمي‌توانند رشد كنند، چون سايه گسترده اين درخت‌ها مانع از بارورشدن علف‌هاي هرز مي‌شود. اخراجي‌ها سمبل و نماد فقدان درخت‌هاي سايه گستر و رشد علف‌هاي هرز است.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news185966.html