هموطن آنلاین_ رضا پورعالی _ واليبال ايران در گذشتهاي نهچندان دور، تيم شناختهشدهاي نبود. حدفاصل سالهاي 1989 تا 1995 كه خوليو ولاسكو با تيم ملي ايتاليا، نه يك بار و دو بار كه بيش از 10 بار قهرماني در ليگ جهاني، جام جهاني و رقابتهاي اروپايي را تجربه كرد، تيم ملي ايران در آسيا فقط يك آرزو داشت؛ گرفتن يك گيم از تيمهاي بزرگي چون كره جنوبي، چين و ژاپن.
جام جم ; اما حالا شرايط كاملا فرق كرده است. پيشرفت چشمگير واليبال ايران، باعث شد تا خوليو ولاسكوي بزرگ هم نتواند از كنار پيشنهاد سرمربيگري تيم ملي كشورمان به آساني گذر كند.
او با تمام اعتبارش آمد تا سرعت بيشتري به پيشرفت واليبال ايران بدهد. همين موفقيتهاي بيسابقه، تيم ما را به تيمي شناختهشده در دنياي واليبال مطرح كرد؛ آنقدر شناختهشده كه حتي ستاره مطرحي چون «آندره زورزي» هم به اشتياق آن به ايران بيايد.
زورزي را با اسپكهاي وحشتناكش ميشناسيم و دفاع غيرقابل نفوذي كه روي تور داشت. او در نسل طلايي واليبال ايتاليا كه در دهه 90 ميلادي بالاتر از ساير قدرتهاي جهان قرار داشتند، يكي از بهترينها بود.
به همين خاطر هم حضورش در ايران، با ارزش و پراهميت بود. بخشي از مصاحبه با آندره زورزي، مربوط ميشود به ديدار با اين اسطوره واليبال ايتاليا در هتل المپيك و بخشي ديگر هم مربوط است به ارتباطاتي كه پس از اين آشنايي، ميان ما و زورزي در فضاي مجازي بوجود آمد.
اول ميخواهيم از انگيزههاي شما براي سفر به ايران بدانيم.
در زماني كه واليباليست بودم به كشورهاي مختلف سفر ميكردم و علاقهمند بودم كه فرهنگهاي مختلف و مردمان مختلف را ببينم. اين علاقهمندي زماني كه من واليبال حرفهاي را در 33 سالگي كنار گذاشتم بيشتر هم شد. با اين حال علت اصلي حضورم در ايران آشنايي با فرهنگ و سنت مردم اين كشور بود. من چيزهاي زيادي در مورد ايران شنيده بودم، اما هيچ گاه شرايطي بوجود نيامده بود كه حضور در ايران را تجربه كنم. آمدم تا با كشور شما آشنا شوم. به همين خاطر طي مدتي كه در ايران بودم، رفتن به اماكن مذهبي، گردشگري و تفريحي را مورد توجه قرار دادم.
ميتوان در مورد يكي از اين اماكني كه رفتيد بپرسم؟
جالبترين تجربه را ميگويم. من به اتفاق يكي از دوستان ايرانيام به امامزادهاي در اطراف تهران رفتم. مكاني به نام امامزاده داوود. براي من ديدن مردماني كه با علاقه و عشق فراوان در اين مكان راز و نياز ميكردند، واقعا جالب بود.
حالا كه تا حدودي با فرهنگ و سنن مردم ايران آشنا شدهايد، تصويري كه از كشور ما در ذهن شما نقش بسته است، چه تفاوتهايي با تصويري دارد كه قبل از آمدن به ايران در ذهن شما وجود داشت؟
در مورد ايران تا قبل از آن كه به كشور شما سفر كنم چيزهاي زيادي شنيده بودم كه البته بيشتر آنها نكات مثبتي نبود، ولي حالا اين باور را دارم كه بيشتر آن صحبتها، تبليغات منفي عليه ايران بود. من حالا ميدانم كه بسياري از كشورهاي خارجي اجازه نميدهند ايران آنطور كه بايد و شايد به جهانيان معرفي شود. خود من هم تا قبل از حضور در ايران تحت تاثير چنين نگاهي بودم، اما حالا كه زندگي در ايران را براي مدت 20 روز تجربه كردهام و اين فرصت را داشتم كه با مردم ايران و شرايط اجتماعي و سياسي حاكم بر جامعه شما از نزديك برخورد كنم، نظرم كاملا عوض شده است.
در اين برخورد نزديك چيزي كه بيشتر از همه نظر شما را جلب كرد چه بود؟
صادقانه ميگويم ايران را به خاطر مهماننوازي مردمانش و رفتارهاي گرم و صميمي كه از آنها ديدم دوست دارم. با وجود آن كه در هتل محل اقامتم يا در خيابانهاي شهر، در ميان مردم يك غريبه بودم، اما هيچ گاه احساس غريبي نكردم. لبخندهاي زيادي ديدم و هميشه كساني بودند كه در كمك كردن به من پيشقدم ميشدند.
حضور ولاسكو در راس تيم ملي واليبال ايران چه قدر در سفر 20 روزه شما به ايران تاثيرگذار بود؟
طبيعتا حضور ولاسكو در راس تيم ملي ايران در آمدن من به كشور شما بيتاثير نبود. بهترين سالهاي زندگي حرفهايام را در كنار اين مربي گذراندم و افتخارات زيادي را به همراه هم و البته ديگر بازيكنان نسل طلايي واليبال ايتاليا به دست آورديم. با اين حال دليل اصلي علاقه من به واليبال ايران، نه خود ولاسكو كه بازيهاي خوبي است كه تيم ملي ايران در جام جهاني برزيل انجام داد.
سوالي كه خيليها دوست دارند از ولاسكو بپرسند و يك جواب صادقانه از او بشنوند، اين است؛ آيا او از كار كردن در ايران رضايت دارد يا خير؟ ميتوانيم از شما به عنوان يكي از دوستان صميمي اين مربي ايتاليايي، جواب اين سوال را بشنويم؟
اين سوال را خود ولاسكو بايد پاسخ بدهد، اما اگر از من ميخواهيد جوابش را بپرسيد بايد بگويم او از حضور در ايران واقعا راضي است. اين سوال را خود من هم از ولاسكو پرسيدم. قطعا كاستيهايي هم وجود دارد، اما رضايت ولاسكو بيشتر به خاطر ظرفيتهاي بالايي است كه در واليبال ايران وجود دارد. ساختن يك تيم مدعي از تيمي كه تا قبل از اين در عرصه جهاني مدعي نبوده، كار آساني نيست، اما رضايت زماني به دست ميآيد كه كارها طبق هدفگذاريهاي تعيين شده پيش برود. ولاسكو تا اينجاي كار در مسير همان اهدافي كه براي كار حرفهاي خود در تيم ملي واليبال ايران ترسيم كرده پيش رفته و اين معنايش رضايت است.
حال يك سوال ديگر! اگر شما جاي ولاسكو بوديد و در عرصه مربيگري چنين كارنامه درخشاني داشتيد، آيا حاضر ميشديد پيشنهاد مربيگري در تيم ملي ايران را بپذيريد؟
جواب اين سوال سخت است. من مربي نيستم كه به جاي ولاسكو تصميمگيري كنم، اما اين را ميدانم كه ولاسكو مربي بزرگي است و بيدليل در مورد پيشنهادهاي حرفهاياش تصميمگيري نميكند. او تا همين الان هم كارهاي خوبي انجام داده و توانسته بخوبي واليبال ايران را آناليز كند. ميخواهم بگويم وقتي او كارش را خوب بلد است، پيشنهاد مربيگري در تيم ملي را قبول ميكند، پس من هم ميتوانم چنين تصميمي را بگيرم.
فكر ميكنيد واليبال ايران با ولاسكو موفق ميشود؟
هرچند مدت زمان زيادي از حضور ولاسكو در ايران نميگذرد، اما من در موفقيت او شكي ندارم. ولاسكو در همين يك سال اخير كارش را در ايران با جديت دنبال كرده و تا همينجا هم به موفقيتهاي بزرگي دست يافته است. قهرماني واليبال ايران در آسيا و كسب نتايج درخشان در رقابتهاي جام جهاني، تصادفي به دست نيامده است.
با توجه به شناخت نسبي كه از واليبال ايران داريد، بزرگترين كاستي و ضعف اين تيم را در چه ميبينيد؟
حضور ولاسكو باعثشده از نظر تكنيك و تاكتيك بهتر شويد، اما رسيدن به المپيك نياز به تجربه دارد. اين تجربه زماني حاصل ميشود كه بازيهاي بينالمللي زيادي داشته باشيد. من ميدانم تيم شما قبل از رفتن به ژاپن اردوهايي در چند كشور اروپايي برگزار كرد و چند بازي تداركاتي خوب هم داشت كه به افزايش تجربه تيمي كمك ميكند. مطمئن هستم اگر همين راه را ادامه بدهيد، رسيدن به المپيك براي واليبال ايران دور از دسترس نخواهد بود.
حالا كه از نقاط ضعف صحبت كرديد، بد نيست در مورد نقاطقوت تيم ملي هم بگوييد. شما در سالهاي 2006 و 2011 بازيهاي ايران در رقابتهاي جام جهاني را ديدهايد. فكر ميكنيد ولاسكو چقدر واليبال ايران را متحول كرده است؟
يكي از بزرگترين تفاوتهاي تيم ملي ايران در اين سالها، هماهنگي تيمي است. به عبارتي رابطهاي كه بين جلوزنها و بازيكنان خط عقب تيم شما وجود دارد بهتر شده است. از طرفي قبل از اين واليباليستهاي شما بيشتر روي فيزيك بدنيشان كار ميكردند و فقط به فكر اين بودند كه بروند و توپ را محكم بزنند، اما واليبال فقط اين نيست كه با قدرت توپ را بزني. شايد در مواقعي بهتر باشد كه به جاي يك ضربه محكم، توپ را با ضربهاي آرام به گوشهاي از زمين حريف بيندازيد. تيم شما با حضور ولاسكو از نظر فكري خيلي پيشرفت كرده. خيلي خوب شدهايد و ديگر نميخواهيد فقط جنگنده باشيد. فكر و قدرت بدني يك بازيكن بايد هماهنگ باشد، اصل مهمي كه الان در تيم ملي واليبال ايران ملموستر از گذشته به چشم ميآيد همين موضوع است.
در مدت زمان حضور در ايران، به اروميه رفتيد تا يكي از بازيهاي ليگ برتر واليبال را از نزديك تماشا كنيد. در اين تجربه جديد آنچه بيش از همه توجهتان را به خودش جلب كرد چه بود؟
من قبل از هر چيز بايد به شور و هيجان تماشاگراني اشاره كنم كه خارج از ظرفيت سالن، براي تماشاي مسابقه آمده بودند. تا قبل از اين فكر نميكردم براي تماشاي يك بازي واليبال در سطح ليگ ايران تماشاگري در حدود 8 يا 10 هزارنفر به سالن هجوم بياورد. من در خبرها خواندم كه در جريان مسابقات قهرماني آسيا ظرفيت سالن واليبال آزادي حتي به 20 هزار نفر هم رسيده بود كه اين واقعا فوقالعاده است. ما چنين تماشاگراني را در واليبال ايتاليا نداريم. تماشاگران واليبال در ايران خيلي شگفتانگيز هستند. با اطمينان ميگويم اين هواداران پرشمار ميتوانند آينده درخشان واليبال در ايران را تضمين كنند. باور كنيد.
ورزش ايران را در يك نگاه چطور ارزيابي ميكنيد؟
ايران به لحاظ منابع طبيعي كشوري ثروتمند است و اگر بخوبي از اين منابع استفاده كند حتما در ورزش موفق خواهد شد. البته همين حالا هم امكانات بسيار خوبي در كشور شما وجود دارد. من در مدتي كه در تهران بودم آكادمي المپيك و مجموعه ورزشي آزادي را ديدهام و فكر ميكنم دولت خيلي به ورزش اهميت ميدهد، اما براي آن كه در سطح بينالمللي مطرح شويد بايد با سرعت بيشتري به سوي مدرن شدن حركت كنيد. اين پيشرفت سريعتر با پررنگتر شدن بخش خصوصي در ورزش شما محقق خواهد شد. من خيلي از كشورهاي جهان را رفتهام و ديدهام كه دولت اينقدر به ورزش اهميت نميدهد، اما موفقيت آنها با هزينه كرد بخش خصوصي به دست ميآيد. من به شخصه كشور ايران را مستحق و سزاوار جايگاه شايستهتري در ورزش دنيا ميدانم. شما در برخي زمينههاي ورزشي مثل كشتي و وزنهبرداري قدرتمند هستيد، اما در ساير رشتهها نياز به علم روز دنيا داريد.
به سراغ واليبال ايتاليا برويم. تيمي كه در گذشتهاي نهچندان دور قدرت اول دنيا بود. كسب عناوين متعدد قهرماني در ليگ جهاني، جام جهاني و اروپا با حضور ستارههاي مطرح و نامآشنايي چون شما هنوز از ذهن خيليها پاك نشده است. چه عاملي باعث شد تا واليبال ايتاليا دچار افت شود.
دليل دور شدن واليبال ايتاليا از آن عصر طلايي هم همين است. الان ديگر مثل گذشته آناليز تيمهاي حريف و پي بردن به تاكتيكهاي مختلف در واليبال دشوار نيست. به همين خاطر فاصله مدعيان هم خيلي به هم نزديك شده است.
يكي از دراماتيكترين بازيهاي واليبال براي تيم ملي ايتاليا، بازي فينال المپيك 1996 آتالانتا بود. در مورد آن بازي صحبت ميكنيد؟
در مورد آن بازي فقط يك جمله ميتوانم بگويم؛ بدترين خاطره من در زندگي. ما رقابتها را با پنج پيروزي متوالي 3 بر صفر در مرحله گروهي آغاز كرديم و در ادامه با پيروزي بر آرژانتين و يوگسلاوي به فينال المپيك رسيديم، اما در آخرين بازي مقابل هلند، در حالي كه كار به گيم پنجم كشيده بود، با نتيجه نزديك 17 بر 15 شكست خورديم و نتوانستيم اولين مدال طلاي تاريخ واليبال ايتاليا در المپيكها را به دست بياوريم.
چيزي كه افسوس همه ايتالياييها را دوچندان كرد اين بود كه ما هلند را در همان مرحله گروهي در سه گيم برده بوديم، اما در آن فينال انگار قرار نبود ما تيم پيروز باشيم.
آن بازي بدترين خاطره من در دوران حرفهاي واليبال بود.
به عنوان يكي از اسطورههاي واليبال ايتاليا ميتوانيد بگوييد در اين رشته ورزشي مربيگري سختتر است يا بازيگري؟
هرچند هيچ گاه مربي نبودهام، اما با اطمينان ميگويم مربيگري سختتر از بازيگري است. شايد يكي از دلايلي كه من پس از خداحافظي از واليبال، وارد عرصه مربيگري نشدم همين موضوع بود. مربيان واقعا استرس بالايي را تحمل ميكنند و كار طاقتفرسايي براي موفقيت، پيش روي آنها قرار دارد. حقيقت اين است كه من در خودم چنين تواني را نميبينم كه هر روز اين فشار عصبي بالا را تحمل كنم.
اما كار خبرنگاري هم يكي از كارهاي پراسترس محسوب ميشود. حرفهاي كه ظاهرا دلمشغولي اصلي شما در ايتاليا به حساب ميآيد... .
بله! من هم مثل خود شما ژورناليست هستم، اما در كنار آن با تحقيقاتي كه انجام ميدهم به كارهاي آموزشي در ورزش كمك ميكنم. به عبارتي هم خبرنگار هستم و هم پژوهشگر. به علاوه در يكي از برنامههاي تلويزيون ايتاليا به عنوان كارشناس ورزشي فعاليت ميكنم و در كنار همه اينها يكي از تحليلگران فدراسيون جهاني واليبال نيز هستم.
چه شد كه به كار روزنامهنگاري علاقهمند شديد؟
اين صرفا يك علاقه شخصي بود، من بعد از خداحافظيام از دنياي واليبال حتي يك پيشنهاد كاري هم نداشتم كه به سمت روزنامهنگاري كشيده شوم، شايد برايتان جالب باشد بدانيد از آن نسل واليبال ايتاليا كه من هم عضوي از آن بودم، همه با سمتهاي مختلف مثل مربيگري و مديريت و پستهاي ديگر در واليبال مشغول شدند و من تنها عضو آن نسل هستم كه دارد كار ژورناليستي ميكند.
چه سالي از دنياي بازيگري در واليبال خداحافظي كرديد؟
من سال 1998 ورزش قهرماني را تمام كردم. يعني خيلي زود و در 33 سالگي.
دليل خاصي داشت؟
من معتقدم يك بازيكن حرفهاي زماني كه در اوج است بايد از دنياي حرفهاي ورزش خداحافظي كند، نه زماني كه مربيان او را نيمكت نشين ميكنند يا روزنامهها به انتقاد از او ميپردازند.
اسطورهاي كه 21 سال پيش مرد سال واليبال جهان شد
آندره زورزي را اسطوره واليبال ايتاليا ميدانند. بازيكن 201 سانتيمتري واليبال ايتاليا كه 29 جولاي 1965 در شهر ونيز به دنيا آمد، در دهه 90 ميلادي يكي از بهترين اسپكرهاي تاريخ واليبال اين كشور و البته دنيا بود كه با جهشهاي بلندش در دفاع هم عنصري تاثيرگذار به شمار ميرفت.
از سال 1986 تا 1998، طي 12 سال بازي در تيم ملي ايتاليا، 325 بار پيراهن اين تيم را بر تن كرد و حتي تا يكقدمي كسب مدال طلاي المپيك هم پيش رفت.
علاوه بر كسب مدال نقره المپيك 1996 آتالانتا، زورزي در دو المپيك 1988 و 1992 هم تيم ملي ايتاليا را همراهي كرد، اما حضور اين بازيكن در فينال المپيك 1996 مهمترين اتفاق بود.
زورزي كه در ميان هواداران واليبال در ايتاليا به «زورو» مشهور است، سال 1989 قهرمان جام ملتهاي اروپا شد و يك سال بعد از آن در جام جهاني 1990 ريودوژانيرو نيز جام قهرماني را بالاي سر برد.
در همان مسابقات كه ايتاليا با پيروزي 3 بر صفر مقابل هلند قهرمان جهان شد، آندره زورزي اولين افتخار شخصي خودش در دنياي واليبال را به دست آورد و به عنوان با ارزشترين بازيكن رقابتها معرفي شد.
قهرماني در ليگ جهاني واليبال در سال 1991 از ديگر موفقيتهاي زورزي همراه با تيم ملي ايتالياست. او در اين رقابتها نيز براي دومين سال پياپي عنوان با ارزشترين بازيكن جام را از آن خود كرد.
در همان سال فدراسيون جهاني واليبال FIVB، زورزي را به عنوان بازيكن سال جهان نيز معرفي كرد تا بزرگترين افتخار براي اين بازيكن ونيزي به دست آيد.
يك سال بعد از آن، تيم ملي ايتاليا در سال 1992 قهرماني ليگ جهاني واليبال شد و اين بار آندره زورزي از سوي فدراسيون جهاني عنوان بهترين سرويس زن را به دست آورد.
زورزي در طول دوران حرفهاي واليبال خود هيچ گاه در يك باشگاه غيرايتاليايي بازي نكرد. 5 باشگاه پادوآ، پارما، ميلان، سيسيلي ترويزو و ماسراتا تيمهايي بودند كه زورزي طي سالهاي 1982 تا 1998 در آنها بازي كرد.
دو قهرماني در ايتاليا با تيمهاي پارما و سيسيلي و يك قهرماني در جام باشگاههاي اروپا با سيسيلي ازجمله موفقيتهاي زورزي در رده باشگاهي است. |