بسياري از افراد از وضع خدمات پس از فروش در شركتهاي خودروسازي ناراضي هستند. شايد طولاني بودن صف در مراكز خدمات پس از فروشي كه خدمات خوبي ميدهند، خرابي بيشتر خودروها پس از تعمير، عدم پخش مناسب خدمات پس از فروش، آموزش نديدن تعميركاران به روشهاي جديد و عدم توانايي در تعمير خودروهاي مدرن و عيبيابي درست را فقط گوشهاي از ضعفهاي خدمات پس از فروش در صنعت خودرو ايران باشد كه مردم هر روز با آن دست به گريبان هستتند . شايد بيشترين عامل در ارائه كيفي خدمات پس از فروش، علم مديريت باشد و با توجه به اين كه اين بخش به تكنولوژي بالايي نياز ندارد، مشكلات فوق به ضعف مديريت در ارائه خدمات مربوط ميشود.
در اين باره يكي از افراد مراجعه كننده به مراكز خدمات پس از فروش كه از خدمات ارائه شده ناراضي است گفت: پس از این که از ايران خودرو وسيله نقليه خود را با حداقل 20 مورد نقص فني كه برخي از آنها در سيستمهاي ايمني خودرو بود، دريافت كردم، به تعميرگاه مجاز مراجعه كردم تا مشكل برطرف شود، ولي نهتنها مشكل حل نشد، بلكه عيبهاي جديدي هم به خودرو اضافه شده است.
يكي از مديران صنعت خودرو در اين باره گفت: به علت نقص در بعضي خطوط توليد و بيكيفيت بودن بعضي قطعات توليدي، ما در بعضي موارد با قرار دادن قطعات قطعهسازان بر روي خودرو، در مرحله كنترل كيفيت نهايي نقصهايي مشاهده مي كنيم كه با توجه به زمانبر بودن تعمير اين خودرو احتمال دارد كه خط توليد متوقف شود و به همين دليل اين خودروها به اميد آن كه اشكالات آن در تعميرگاههاي مجاز و در دوران گارانتي حل شود، به مشتري فروخته ميشود.
براي هر قطعه در صنعت خودرو حداقل هفت توليدكننده فعاليت ميكنند كه يك توليدكننده ممكن است به صورت مهندسي با كيفيت بالا و تحت مشاركت يا ليسانس يك شركت اروپايي قطعهاي خوب توليد كند، اما شركتي ديگر ممكن است به صورت سنتي قطعه معيوب توليد كند كه اين قطعه معيوب استفاده شده در خودرو سبب افزايش مراجعه مردم به تعميرگاهها و موجب ازدحام مردم در تعميرگاهها ميشود. در همين حال آموزشهاي لازم به تعميركاران نيز داده نميشود و در مناطق بسيار زيادي از ايران تعمير خودروهاي انژكتوري به دليل عدم دانش لازم در تعميركاران امكانپذير نيست. با اين كه دانشگاهها و آموزشكدههاي مختلفي در حال تربيت كاردانهاي فني هستند، اما اكثر اين موسسات از وسايل و سيستمهاي مدرن خودرو جهت آموزش به تعميركاران بيبهرهاند و بسياري از اين افراد نيز حتي با وجود نياز فوقالعاده زياد صنعت خودرو به آنها جهت ارائه خدمات پس از فروش به دليل ضعف مديريت جذب نميشوند. اين در حالي است كه در ايران كمبود تعميركار با علم روز بسيار به چشم ميخورد.
در اينباره مهندس بوساري، كارشناس ارشد شركت مگاموتور گفت: يكي از اصليترين مشكلات خدمات پس از فروش، نبود مهندس و تكنيسين و كارگر در زمينه تعمير و خدمات پس از فروش است. آموزش لازم جهت نگهداري، تعمير و خدمات پس از فروش توسط شركتهاي خودروساز داخلي ارائه نميشود و تكنولوژي جديد مانند انژكتور وارد بازار ميشود، در صورتي كه تعميركاران و مهندسان هنوز آموزش نديدهاند. وي، مشكل اصلي در خدمات پس از فروش را نبود آموزش عنوان كرد و افزود:آموزشكدهها و دانشگاههاي كشور در بسياري از موارد حتي از داشتن موتورهاي جديد مانند سيستم انژكتوري محروم هستند كه اين امر سبب كمسواد بودن تكنسينها و مهندسان ميشود.
بوساري ادامه داد: تعميركاران ما از كارايي و سواد كافي برخوردار نيستند و آموزش كافي نيز در زمينه تعمير خودرو نديدهاند. هماكنون در ايران پنج ميليون خودرو وجود دارد كه سالانه 900 هزار خودرو به آن افزوده ميشود. اين در حالي است كه كمبود تعميرگاه سبب افزايش صفهاي تعميرگاهها شده و اين در حالي است كه 500 تعميرگاه مجاز و 40 هزار تعميرگاه متفرقه در ايران فعاليت ميكنند. وي توضيح داد: به دليل آن كه اكثر تعميركاران آموزش نديدهاند و نميتوانند عيب خودرو را به درستي شناسايي نميكنند، با انجام تعميرات موجب خراب شدن قطعات سالم خودرو نيز مي شوند. به نظر ميرسد با وارد شدن به سازمان تجارت جهاني و مقابله با واردات خودرو، يكي از اصليترين راهكارها براي حفظ مشتري خدمات پس از فروش است.
شركتهاي داخلي به دليل محلي بودن و دسترسي به تعميرگاههاي زياد ميتوانند از اين حربه براي حفظ مشتري استفاده كنند. اين در حالي است كه با مديريت قوي، سطح خدمات پس از فروش و كيفيت خودروها افزايش يابد.
درغير اين صورت خدمات پس از فروش مانند تيغ دولبه هر روز از مشتريان اين خودروسازان ميكاهد.
|