سه شنبه 19 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

حلقه فريب!

هموطن آنلاین_ بيشتر وقت ها مي نويسيد که پسرها براي رسيدن به اميال و خواسته هاي خود دختران را فريب مي دهند اما داستان زندگي پسر من برعکس اين ماجراهاست چون او فريب حرف هاي احساسي و هيجاني دختري را خورده که حاضر است برايش تمام زندگي خود را نابود کند و الان به مرحله اي رسيده است که مي ترسم کاري دست خودش بدهد.

 
اخبار روی خط جوانی هفته

اخبار روی خط جوانی ماه

 

نمايش اخبار در تاریخ :

روز ماه سال

از 22/10/1390 تا 21/11/1390
 قمار زندگي!
18/11/1390
متاسفانه احسان هستي و آبروي مان را برباد داد و به راه خطا رفت. ديگر نمي خواهم با او زندگي کنم و دوستش ندارم.

هموطن آنلاین_ خون دل خوردم و با دارو ندار شوهرم ساختم تا شريک زندگي ام سرش را جلوي ديگران بالا بگيرد و احساس تنهايي نکند...

 17/11/1390
مرد عشق و صداقت!
من با افتخار از اين که همسر شهيد منزل ساز کرماني هستم به همه افرادي که دست به جرم و جنايت مي زنند نيز مي گويم اين کارها عواقب شوم و خطرناکي براي خودتان و ديگران در پي دارد.

هموطن آنلاین – فقط خدا مي داند در اين مدت به من و بچه هايم چه گذشته است و من از نجواي مظلومانه ۲ دخترم که نيمه هاي شب بابا را صدا مي زنند چه حالي مي شوم...

 
 آتش خيانت!
16/11/1390
ارتباط من و اين زن ۴۱ ساله در کمتر از يک هفته خيلي عاطفي و خودماني شد و او ادعا کرد به علت اعتياد و فساد اخلاقي شوهرش، طلاق گرفته است.

هموطن آنلاین_ معني کلمه «خيانت» را نمي فهميدم اما با آن که کودکي ۴ ساله بودم آن قدر اطرافيان اين کلمه را تکرار کردند و مادرم را مورد لعن و نفرين قرار دادند که من هم حساس شدم و دوست داشتم بدانم چرا پدرم با گريه و اندوه از خيانت مادرم به زندگي مان مي نالد.

 15/11/1390
دختر کوچولو!
زينب با لبخندي زيبا گفت: دوست دارم در آينده معلم بشوم و خادم حرم امام رضا(ع) باشم چون مامانم مي گويد اگر مي خواهي خوشبخت بشوي و دعاهايت برآورده شود بايد با امام رضا(ع) دوست باشي و به ديگران چيزهاي خوب ياد بدهي.

هموطن آنلاین_ خيلي ناراحت هستم و از بابا انتظار داشتم زودتر اين خبر را که قرار است نامادري ام تا چند روز ديگر يک ني ني کوچولو به دنيا بياورد به من مي داد...

 
 وعده هاي پوشالي!
12/11/1390
دختر جوان گفت: احسان هم به من خيانت کرد و حالا مي گويد بهتر است براي هميشه همديگر را فراموش کنيم.

هموطن آنلاین_ فکر مي کردم آشنايي من با حامد که براي انجام کاري به محل کارم آمده بود يک اتفاق عالي در زندگي ام بود، اما حالا مي فهمم عجب اشتباه بزرگي کرده ام.

 11/11/1390
پيامک شوم
تمنا مي کنم کمکم کنيد تا از اين منجلاب نجات يابم و فکر مي کنم براي يک زن هيچ گوهري مثل حجاب و عفت و حيا گران بها و باارزش نيست و هيچ چيزي مثل گناه و معصيت يک زن را نابود و پست نمي کند.

هموطن آنلاین_ مي خواستم مشکل همسر برادرم را رفع کنم براي خودم مشکل درست کردم و به لجنزار فساد و اعتياد افتادم. هنوز هم باور نمي کنم به اين راحتي تن به چنين کارهاي زشتي داده باشم.

 
 عروس مزاحم!
9/11/1390
ازدواج ما از روز اول اشتباه بود چون بدون انجام تحقيقات و بي آن که نظر و خواسته تهمينه را بدانم با او ازدواج کردم.

هموطن آنلاین_ پدر و مادرم اصرار داشتند که با دختر يکي از اقوام ازدواج کنم. آن ها اين قدر عجله داشتند که اجازه ندادند با اين دختر خانم و خانواده اش دو کلمه حرف بزنم...

 8/11/1390
پيامک زشت!
مرد جوان گفت: تازه کار مناسبي پيدا کرده بودم و هنوز چند ماه از مراسم عقدکنان من و دختردايي ام نمي گذرد اما حالا هيچ کس را نمي توانم توجيه کنم .

هموطن آنلاین_ داخل اتوبوس نشسته بودم که مردي غريبه سلام کرد و گفت: ببخشيد امکان دارد با گوشي همراه خود به شماره ام زنگ بزنيد تا ببينم گوشي تلفنم درست شده است يا نه؟ من خواسته اش را قبول کردم و...

 
 مرز طلاق!
5/11/1390
متاسفانه در اولين اقدام طلاهاي خواهرم را برداشتم تا همه فکر کنند مينا طلاهايش را گم کرده است، اما خانواده شوهرم خونسرد و بي تفاوت به خواهرم گفتند فداي سرت که طلاها گم شده است.

هموطن آنلاین_ زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري سيدي مشهد گفت: دو سال قبل شوهرم پيشنهاد داد زمينه ازدواج خواهر کوچکم را با برادرش فراهم کنيم و هر دوي ما خوشحال از اين موضوع، آستين هايمان را بالا زديم و پس از مذاکره دو خانواده، جلسه خواستگاري، خيلي خودماني برگزار شد و برادرشوهرم و خواهرم با هم ازدواج کردند.

 3/11/1390
ملاقات در حرم
شک ندارم امام رضا(ع) ضامن غريبان و پناه دل هاي بي پناه است و اگر به لطف و عنايت او اميدوار باشيم دست خالي از خانه اش برنخواهيم گشت.

هموطن آنلاین_ نااميد شده بودم و مادرم مي گفت چون سايه پدر بالاي سرت نيست و ازنظر مالي مشکل داريم نمي توانم تو را به دانشگاه بفرستم. من با چشماني گريان به خانه عمويم که وضع مالي بسيار خوبي دارد رفتم و از او خواستم مبلغي به عنوان قرض در اختيارم بگذارد.

 
 زير ذره بين
30/10/1390
با اين درگيري ها و مشکلاتي که به وجود آمد روحيه انتقام جويي در وجودم نيرو گرفت و با شرمندگي بايد بگويم من هم با پسري جوان که در نزديکي خانه ما مغازه دارد ارتباط برقرار کردم و کارم به اينجا کشيده شد.

هموطن آنلاین _ خل و چل شده بودم و اصلا نمي فهميدم چه کار مي کنم. مي ترسيدم مبادا شوهرم مرتکب خطايي شود که برادرم مرتکب آن شد و زندگي خود را از دست داد. شک و ترديد مثل موريانه به جانم افتاد و فکر و ذهنم را تخريب کرد.

 28/10/1390
هوس بازي!
اين دختر ناخلف در طول ۲ سال گذشته، سه بار ازدواج کرده و حالا هم پسر ديگري را به دام عشوه گري هاي خود انداخته است و مي گويد قصد ازدواج موقت دارد.

هموطن آنلاین _ آبرويم در خطر است و احساس دلهره و نگراني مي کنم. ديشب ساعت ۱۲ بود که به خانه آمد و من با چشماني گريان پرسيدم، تا حالا کجا بودي؟

 
 قصه تلخ!
27/10/1390
اي کاش مامانم حواس خودش را جمع مي کرد و معتاد نمي شد تا ما هم بدبخت به دنيا نمي آمديم.

هموطن آنلاین _ گريه نکن تا ببينم چه مي شود. اصلا ناراحت نباش اگر خواستند ما را به زندان ببرند مي گويم که تو بي گناهي و تقصيري نداري...

 26/10/1390
قرباني طلاق!
خوشبختانه با سعي و توکل و اعتماد به نفسي که پيدا کرده بودم توانستم اعتياد را کنار بگذارم و دوباره به سرکار رفتم تا دخترم در زندگي احساس کمبودي نداشته باشد.

مرد جوان با چشماني اشک بار در بيان داستان زندگي اش گفت: ۱۵سال قبل با دختر يکي از اقوام ازدواج کردم اما همان روزهاي اول زندگي مشترکمان بود که در اثر رفت و آمد با فردي ناباب به دام موادمخدر افتادم...

 
 لانه فساد!
25/10/1390
من اعتراف مي کنم که اشتباه کرده ام و والدينم براي خوشبختي ام خيلي از خودگذشتگي نشان داده اند اما آن ها زندگي را خيلي بيش از حد سخت مي گيرند و همه چيز را در حد ايده آل و مطلوب مي خواهند.

هموطن آنلاین _ نمي دانم چرا در جمع کوچک خانوادگي ما هميشه مسائل حاشيه اي که ارتباطي به خانواده ما ندارد مطرح مي شود و اين صحبت ها به جر و بحث کشيده مي شود. پدر و مادرم در اين درگيري ها تلاش مي کنند تا خودي به همديگر نشان بدهند و ...

 22/10/1390
غنچه اي در آتش!
اسماعيل کوچولو گفت: از همه بابا و مامان ها خواهش مي کنم دنبال کار خلاف نروند و مواظب باشند که معتاد نشوند چون هم خودشان و هم بچه هايشان بدبخت مي شوند.

هموطن آنلاین _ مامانم زن خوبي نيست و اصلا دوستش ندارم. او اعتياد دارد و الان در زندان است. من هم ۵ سال قبل معتاد شدم. آن موقع مامانم مي گفت سينه پهلو کرده اي و چون پول اضافي ندارم تو را به دکتر ببرم از تلخي (موادمخدر) استفاده کن تا بدنت گرم بشود.

 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار