 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , چهارشنبه 31 شهريور 1389 |
|
خانه به دوش هنوز ميدرخشد
|
| | | |
 | يكي از نقاط مشترك سريالهاي ماه رمضان امسال، فراواني غم و غصه بود. مشكلات عميق و موقعيتهايي كه آدم براي دشمنش هم نميخواهد، در زندگي اكثر شخصيتهاي سريالها وجود داشت و روند سريالها به نحوي بود كه سعي ميشد دراماتيكترين راه ممكن براي رهايي از آن سياهيها در نظر گرفته شود.
|  يكي از نقاط مشترك سريالهاي ماه رمضان امسال، فراواني غم و غصه بود. مشكلات عميق و موقعيتهايي كه آدم براي دشمنش هم نميخواهد، در زندگي اكثر شخصيتهاي سريالها وجود داشت و روند سريالها به نحوي بود كه سعي ميشد دراماتيكترين راه ممكن براي رهايي از آن سياهيها در نظر گرفته شود.
شايد دستاندركاران صداوسيما هم به اين نتيجه رسيدند كه واقعا لازم نيست اينقدر غم و غصه را در اين ماه براي مردم به ارمغان بياورند و احتمالا به همين دليل بود كه تصميم گرفتند در كنار سريال «نون و ريحون» با پخش مجدد سريال «خانه به دوش» كمي دل مردم را شاد كنند. البته نميتوان انتظار داشت كه پخش مجدد سريالي كه 6 سال پيش پخش شده، بتواند جاي يك سريال جديد را بگيرد ولي همين كه ترتيبي داده شد مخاطب بتواند لبخند را هم در بين اين سريالهاي اندوهبار تجربه كند، غنيمت است.
سريال «خانه به دوش» براي ماه رمضان سال 83 ساخته شده بود. اين سريال كه با شركت بازيگران توانا در عرصه طنز و با كارگرداني رضا عطاران ساخته شد، توانست از جنبههاي گوناگوني نظر مثبت مخاطبان را به خود جذب كند. همين موضوع باعث شد كه «خانه به دوش» به يكي از موفقترين سريالهاي ماه رمضان تبديل شود و خاطرهاش تا مدتها در ياد مردم بماند.
مصداق اين جاودانگي در ياد مردم را ميشود در استقبال آنها از سريال «متهم گريخت» در سال 84 و سپس «بزنگاه» سال 87 پيدا كرد. خاطره خوبي كه «خانه به دوش» باقي گذاشت، باعث شد كه مردم با اعتماد به عطاران، از «متهم گريخت» و «بزنگاه» هم استقبال كنند. «خانه به دوش» امسال هم پس از 6 سال توانست موفقيت خود را تكرار و ثابت كند كه يك كمدي خوب در گذر زمان كهنه نميشود. حالا كه بعد از اين همه مدت اين سريال مجددا پخش شده، باز هم مخاطب را پاي تلويزيون مينشاند، آن هم در حالي كه گذشته از احساس نوستالژيك اين سريال، مخاطب به خاطر ظرافتها و جذابيتهاي اين سريال آن را نگاه ميكند. حالا اگر بخواهيم نگاهي دقيقتر به زواياي مختلف اين سريال بيندازيم، شايد بتوانيم كشف كنيم كه چه عواملي باعث شدند اين سريال هنوز هم بدرخشد.
سبك آبرومند عطاران
در تمام سريالهايي كه عطاران كارگرداني آنها را بر عهده داشته، مثل كوچه اقاقيا، خانه به دوش، متهم گريخت، ترش و شيرين و بزنگاه، يك عامل مشترك به چشم ميخورد و آن سبك «عطاراني» كارهاست. اين كه عطاران چه سبك خاصي دارد كه او را از ديگر طنزپردازان متمايز ميكند، با ديدن يكي دو تا از اين سريالها كاملا مشخص ميشود. عطاران موافق لودگي نيست و با شوخيهاي بيمزه و نچسب، سطح كيفي سريالش را آنقدر پايين نميآورد كه بيننده احساس كند سليقه و شعورش مورد توهين قرار گرفته است. با اين كه سريال او و بازي بازيگرانش اين بستر را ايجاد ميكنند كه انواع و اقسام شوخيها و طنزهاي بيمورد در كار او به وفور يافت شود، اما عطاران كارگرداني است كه حد و مرز هر چيزي را خوب درك ميكند و نميگذارد سريالش لقب نازل بگيرد.
يكي ديگر از ويژگيهاي سبك او اين است كه داستاني كممايه كه حداقل پيچيدگي را دارد چنان استادانه ميپروراند كه بدون اين كه كشدار به نظر برسد، بيننده را پيگير سريال ميكند. سريالهاي عطاران فضاي اجتماعي دارند و به شيوه واقعگرايانه روايت ميشوند. به اين ترتيب گونهاي كمدي اجتماعي رئاليستي شكل گرفته كه در چند سال گذشته قدم به قدم تكامل پيدا كرده و حالا ديگر همه اين سبك را به نام رضا عطاران ميشناسند. خانه به دوش يكي از موفقترين نمونههاي اين سبك است و همه مشخصات كمدي عطاران را در خود دارد.
كپي برابر اصل
يكي از خصوصيات «خانه به دوش» اين است كه تمام شخصيتهاي آن به واقعيت آدمهاي اطراف ما نزديك هستند. اين شخصيتها ضعفها و قدرتهاي مخصوص خودشان را دارند و همين باعث ميشود كه هر كدام از آنها شخصيتهايي خاكستري باشند كه ميتوانيم مابهازاي بيرونيشان را در جامعه ببينيم. البته بايد توجه كنيم كه خصوصيات نقشها بويژه اخلاقيات منحصر به فردشان به خاطر خاصيت طنز برجسته ميشوند اما در نهايت آسيبي به باورپذير بودن نقشها وارد نميشود. بهطور كل شخصيتپردازي قوي و درست يكي از خصوصيات ثابت سريالهاي عطاران است. در بيشتر سريالها و فيلمها آدمهاي قصه به دو دسته خوب و بد تقسيم ميشوند و تقريبا از همان قسمتهاي اول ميتوان اين خوب و بدها را تشخيص داد.
ولي «خانه به دوش» مجموعهاي است از آدمهاي خوب كه بدهايي هم دارند و آدمهاي بد كه هميشه هم بد نيستند. اين تعادل بين وجوه مختلف شخصيتها باعث ميشود كه بيننده بتواند با نقشها همذاتپنداري عميقتري كند و راحتتر بتواند با آنها كنار بيايد. هيچ اغراقي در كار نيست و وجه نمايشي سريال به حداقل رسيده تا شخصيتها و موقعيتهاي داستان تا جايي كه ممكن است شبيه نمونههاي واقعي باشند. به همين دليل است كه آدمهايي مثل ماشاءالهخان و احمد در سريال خانه به دوش تا اين اندازه باورپذير و ملموس هستند.
تيم ملي عطاران
اگر مهمترين وظيفه كارگردان كنترل داشتن بر بازيها نيست پس چيست؟ عطاران بهگونهاي قابل تحسين از عهده اين امر مهم برميآيد. او بازيگران را در جاي درست خودشان قرار ميدهد ؛ به طوري كه بتوانند از ظرايف و تواناييهاي بازيشان حداكثر استفاده را انجام دهند و به قولي بتوانند خودشان را در نقش جا بيندازند.
نمود اين كارگرداني درست و حسابي را ميتوان در بازيهاي علي صادقي ديد كه به نظر ميرسد بهترين نقشهايش را در سريالهاي عطاران از جمله «خانه به دوش» بازي كرده است. حميد لولايي، مريم اميرجلالي، آناهيتا همتي و بقيه بازيگران «خانه به دوش» براي بازي در اين سريال عموما مورد تحسين قرار گرفتند. فراموش نكنيم كه همه اين بازيگران جزو پركارهاي سينما و تلويزيون هستند و هر سال در چندين فيلم و سريال بازي ميكنند، ولي بهترين كارهايشان در سريالهاي عطاران ديده ميشود. اين موضوع نشاندهنده نقش مهم كارگردان در بازي گرفتن از بازيگران است.
شايد اگر قرار بود تلويزيونيها به تجارب گذشتهشان اهميت بيشتري ميدادند و اجازه ميدادند كه سريالهاي طنز كه هميشه طرفداران خودشان را داشتند، امسال هم حضور پيدا كنند، مخاطبان هم راضيتر ميشدند و هم اين تصور به وجود نميآمد كه سريالهاي ماه رمضان به آخر خطشان نزديك شدهاند.
حالا معلوم نيست كه چرا اين سريالها كه روند رو به رشدي را هم ادامه ميدادند، به يك باره تحريم شدند و از سريالهاي ماه رمضان خط خوردند. در هر صورت استقبال مردم از پخش مجدد «خانه به دوش» ثابت كرد كه عمر سريالهاي كمدي در تلويزيون به پايان نرسيده و طنز خوب هنوز خوب است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|