 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ایسنا , دوشنبه 22 خرداد 1391 |
|
طرح مشكلات نشر كتاب در نخستين نشست «تجربههاي نشر»
|
| | | |
 | در نخستين نشست «تجربههاي نشر در ايران» كه روز گذشته (يكشنبه، 21 خردادماه) برگزار شد، برخي مسائل و مشكلات حوزهي نشر كتاب مطرح شد. |  هموطن آنلاین - نادر قدياني ـ رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران ـ با بيان انتقادهايي نسبت به شرايط موجود در حوزه نشر، به برپايي چنين نشستهايي براي انتقال تجربههاي ناشران پيشكسوت و همچنين ثبت و ضبط آنها تأكيد كرد.
در ادامه اين نشست، مجيد روحاني از مؤسسه جهان كتاب كه اجراي برنامه را بر عهده داشت، پيش از دعوت از مدير انتشارات آگاه، در سخناني اظهار كرد: نشر ايران گرفتار مشكلات فراواني است. مسائل اقتصادي، برخي بيثباتيها، افزايش غيرعادي قيمت كاغذ، مشكل توزيع و عدم گسترش شبكه توزيع كتاب در كشور، كاهش پيدا كردن تقاضاي مؤثر مخاطبان و مشكلاتي در زمينه جلب اعتماد مخاطب به كتاب از جمله گرفتاريها و مشكلات صنعت نشر در ايران شده است.
او عنوان كرد: علاوه بر اين، گرفتاريها و مشكلات صنف ناشران با پديده مميزي است كه به شكلهاي مختلف با آن روبهرو بودهاند. امروز هم كه متأسفانه شاهديم جواز فعاليت برخي از همكاران لغو شده و برخي ديگر از همكاران فعاليتشان به حالت تعليق درآمده است. به اعتقاد بسياري از فعالان فرهنگي و ناشران، مؤسسههاي باسابقه نشر نهادهاي فرهنگي كشور هستند. نشر فرهنگي خدمتگزار فرهنگي كشور است. چنين نهادهايي يكشبه به وجود نميآيند كه بخواهيم يكشبه آنها را متوقف كنيم. فعاليت ناشران باسابقه صرفا حاصل كار بنيانگذاران و كاركنان آن مؤسسه انتشاراتي نيست؛ بلكه نويسندگان، مترجمان، شاعران و انديشمندان متعددي سالها كار كردهاند و اين ماحصل تلاش جامعه اهل قلم ايران است. اميدوارم با اقداماتي كه هيأتمديره اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران انجام ميدهد و رايزنيهايي كه صورت ميگيرد، مشكل نشر چشمه برطرف شود؛ چراكه تعطيل كردن يك نهاد فرهنگي، هم براي جامعه ضرر دارد و هم اينكه قطعا دولت نيز نفعي از آن نميبرد.
در ادامه اين نشست كه در محل انتشارات ققنوس برگزار شد، حسين حسينخاني ـ مدير انتشارات آگاه ـ نيز گفت: تصور من بر اين است كه واجبترين كاري كه در اين مقطع ميبايست انجام شود، همين است كه مسأله نشر چشمه از طرف اتحاديه پيگيري شود. شرايط خاصي است و مسأله فقط يك نشر نيست. براي نشرهاي ديگر هم مشكل پيش ميآيد و ضرورت دارد در اين مقطع با چارهانديشي، اين موضوع برطرف شود. البته من خبر دارم كه اتحاديه در همين هفته جلسه فوقالعادهاي را براي اين موضوع برگزار ميكند.
اين ناشر در ادامه به بازخواني 40 سال تجربه كار و فعاليتش در حوزه نشر ايران پرداخت و گفت: نشر آگاه سال 1350 تأسيس شد. در اين كار محسن بخشي و برادرم رضا همراه من بودند و سه نفري شريك بوديم. با گرفتاريهاي زيادي محلي را در جلو دانشگاه تهران اختيار كرديم و آن موقع سرقفلي مغازههاي جلو دانشگاه تهران بسيار گران بود؛ رقمي نزديك به 400 هزار تومان كه فراهم كردن آن كاري بياندازه دشوار بود. هنگامي كه ما به جلو دانشگاه تهران آمديم، سه چهار كتابفروشي ديگر هم اينجا بودند. كار را كه شروع كرديم، تقسيم وظايفي صورت گرفت. من ناشر شدم، آقاي بخشي در كتابفروشي مشغول شد و تا يكي چند سال اول سعي ميكرديم آثاري از نويسندگان مطرح را منتشر كنيم كه توجيه اقتصادي داشته باشد تا بتوانيم به فعاليتمان ادامه دهيم. هر چند از آغاز فعاليت نشر دوست داشتيم بهصورت تخصصي در حوزه علوم اجتماعي و علوم انساني كار كنيم؛ اما به دليل مسائل مالي اين امكان نبود كه از همان آغاز به آن حوزه تخصصي روي بياوريم. البته به اعتقاد من، ناشران براي اينكه موفق شوند، ضرورت دارد به سراغ كار تخصصي بروند. با فعاليت در يك حوزه انباشت علمي و تجربي خوبي شكل ميگيرد كه ميتواند در موفقيت ناشر اثرگذار باشد.
او متذكر شد: پس از اينكه فعاليت نشر ما كمي جان گرفت، در ادامه به حوزه تخصصي علوم اجتماعي روي آورديم و همچنين سالهاست كه مجلههاي انجمن انسانشناسي، انجمن جامعهشناسي و انجمن جمعيتشناسي را درميآوريم. پيش بردن فعاليت يك نشر عمومي كه در هر حوزهاي كتاب درميآورد، كار بسيار دشواري است و در زمانهاي كه بسياري از امور به سمت تخصصي شدن ميرود، به اعتقاد من، توجيه اقتصادي هم نميتواند داشته باشد. بنابراين ضرورت دارد كه ناشران به حوزههاي تخصصي بيشتر از گذشته توجه كنند.
اين ناشر پيشكسوت خاطرنشان كرد: در سالهاي دهه 50 ويراستار حرفهيي به آن معنا در كار نبود و ما براي ويراستاري آثار از مترجمان كمك ميگرفتيم. تنها تشكيلاتي كه داراي ويراستار بود، مؤسسه فرانكلين بود. اينجا اضافه كنم پيش از اينكه نشر آگاه را راهاندازي كنم، از طريق كريم امامي به عنوان نمونهخوان مدتي را در مؤسسه انتشاراتي فرانكلين فعاليت كردم و بسياري از مسائل مربوط به چاپ و نشر را در اين انتشارات ياد گرفتم و همچنين از هرمز وحيد، كه يكي از بهترين مهندسان كتاب در ايران بود و آدمي كاملا مسلط به چاپ و نشر و توليد كتاب بود؛ از او نيز چيزهاي خوبي در زمينه توليد و چاپ و نشر كتاب ياد گرفتم.
حسينخاني در پاسخ به سؤالي درباره اينكه تصور شما از مخاطبان آثار نشرتان چه بود و اينكه چه كساني را مخاطبان هدف خود ميدانستيد، اظهار كرد: ما از همان آغاز تلاش داشتيم براي دانشجوها و همچنين اهل قلم و روشنفكرها كتاب دربياوريم و از آنجا كه ميدانستيم اين دسته مخاطبان معمولا وسع مالي زيادي ندارند، همواره تلاش ميكرديم كتاب را با ارزانترين قيمت ممكن و در عين حال كيفيت خوب دربياوريم. از طرف ديگر، همه هزينههاي كتاب را انتظار نداشتيم در چاپ اول برگردانيم. براي همين سعي ميكرديم كه قيمت مناسبي را براي كتاب بگذاريم تا مخاطب بتواند آن را خريداري كند و در ادامه در چاپهاي بعدي سودمان را ببريم.
اين ناشر درباره شمارگان كتاب و تجربههاي كارياش براي انتخاب شمارگان يك كتاب نيز اظهار كرد: با توجه به گرفتاريهايي كه در فضاي چاپ و نشر ايران است، به دست آوردن شم اينكه چه كتابي در چاپ اول با چه تيراژي دربيايد، از رهگذر تجربه و فعاليت كاري به دست ميآيد. يادم ميآيد كتابي در اروپا با 30 ميليون نسخه فروش رفته بود و ما آن را با 3000 نسخه منتشر كرديم و تقريبا 10 سال طول كشيد تا فروش برود. تصور ما اينطور بود كه ظرف يك سال تمام ميشود، آن هم كتابي كه در اروپا 30 ميليون نسخه از آن فروش رفته است؛ اما اينطور نبود. به اعتقاد من، مكانيزم بازار است كه شمارگان را به كتاب تحميل ميكند. در شرايطي كه جامعه كتابخوان ايراني كم است و از طرف ديگر، عناوين كتابها بسيار زياد شده است، به تبع آن، اين اندك جامعه كتابخوان ايراني نيز در بين عناوين مختلف پخش و توزيع ميشوند و اين نيست كه آثار علوم انساني و اجتماعي را بخوانند. در عين حال خاطرم هست در سال 58 ـ 59 رمان «جاي خالي سلوچ» محمود دولتآبادي را با دو چاپ پياپي در 20هزار نسخه درآورديم و كتاب خيلي خوب فروش رفت. در ادامه به 5000 نسخه، بعدها به شمارگان 3000 نسخه و اين سالها هم كه به 1000 يا 500 نسخه رسيديم.
حسينخاني با مرور بخشي ديگر از خاطرات فعاليت در نشر ايران، بر ضرورت توجه ناشران به ويراستار و كارشناس تأكيد كرد و در توضيحي درباره قيمتگذاري كتاب اظهار كرد: در آن سالها كه ما فعاليتهاي نشر را شروع كرديم، قيمت كاغذ اينقدر نوسان نداشت و كاغذ فراوان در اختيار بود. كتاب را كه چاپ ميكرديم، بعد پول كاغذ را به كاغذفروش ميداديم. و البته وقتي كه كتاب زود فروش نميرفت، به نوعي هزينههاي انبارداري و مسائل ديگر بر آن وارد ميشد كه ناگزير به قميت اضافه ميشد؛ اما كاغذ به معنايي در دسترس و ارزان بود و به گونهاي نبود مانند الآن كه تمام فرآيند قيمتگذاري و هزينه تمامشده كتاب را تحتالشعاع خود قرار دهد. بنابراين ما به سود اندك راضي بوديم و كتاب را با قيمتي مناسب عرضه ميكرديم؛ اما اكنون ناشر اگر بخواهد به فعاليتش ادامه دهد، نميتواند هزينههاي پيشبينينشده در وضعيت بيثبات اقتصادي را درنظر نگيرد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|