 هموطن آنلاین_ از خانه فرار کردم و مي خواستم خودم را به پايانه مسافربري برسانم. تصميم گرفته بودم براي هميشه به خانه مادربزرگم که در شهرستان زندگي مي کند بروم اما از شانس بد در داخل مترو با جواني روبه رو شدم که يک سال قبل مادرم زمينه آشنايي خياباني من و او را فراهم کرده بود.
دختر نوجوان لبخند تلخي زد و گفت: بله درست شنيديد. مادرم زمينه ارتباط من و اين پسر جوان را فراهم کرده بود تا بتواند به خواسته هاي خودش برسد اما سر هر دوي ما کلاه رفت.
دختر ۱۴ ساله در دايره اجتماعي کلانتري ۱۵ مشهد افزود: ازدواج پدر و مادرم با توجه به فاصله طبقاتي و فرهنگي خانواده هايشان از روز اول اشتباه بود. مادرم که فردي خوشگذران و رفيق باز بود ۵ سال قبل در پي روشن شدن رابطه مخفيانه اش با پسري جوان از پدرم طلاق گرفت و دنبال زندگي خودش رفت. من يک سال و نيم با پدرم زندگي کردم اما او در حادثه رانندگي جان خودش را از دست داد و به ناچار مجبور شدم نزد مادرم برگردم. با اين که آن موقع سن و سالي نداشتم اما خوب مي فهميدم مادرم چه کار مي کند و از دست او اعصابم خط خطي مي شد. به همين خاطر هر روز در خانه لج بازي مي کردم و البته اين اواخر که مادرم به اعتياد نيز روي آورده به طرز جنون آميزي کتکم مي زند.
«تکتم» آهي کشيد و افزود: مادرم يک سال قبل عاشق مردي شد که زن و بچه داشت و آن ها قرار گذاشته بودند فعلا به طور مخفيانه با همديگر ازدواج کنند تا اين فرد شرايط و موقعيت جدايي از همسرش را فراهم کند و زندگي جديدي را آغاز کنيم. من فهميدم اين مرد حقه باز به مادرم دروغ مي گويد. چون از اين موضوع احساس نگراني شديدي مي کردم مادرم را تهديد کردم اگر به رابطه اش با اين مرد غريبه پايان ندهد موضوع را به پدربزرگ و مادربزرگم اطلاع خواهم داد.متأسفانه مادرم که مي خواست بدون دردسر به آرزوهاي واهي خودش برسد زمينه آشنايي و ارتباط من با فرزند ۲۰ ساله همسر آينده اش را فراهم کرد.
تکتم گفت: اين پسر ۲۰ ساله که از کارهاي پدرش خبر داشت در اين مدت به راحتي فريبم داد. دختر نوجوان اشک هايش را پاک کرد و افزود: اين پدر و پسر حقه باز پس از مدتي من و مادرم را رها کردند و مادرم به جاي آن که سرش به سنگ زمانه بخورد به حرف هاي مرد حقه باز ديگري دلخوش کرده است. ديگر از دست او خسته شده ام و مي خواستم به خانه مادربزرگم بروم که پسر آن مرد حقه باز را دوباره ديدم و برايم ايجاد مزاحمت کرد. به همين دليل از مترو پياده شدم و چون او دست بردارم نبود با ديدن پليس تقاضاي کمک کردم. |