هموطن آنلاین_ نمي دانستم چه بلايي به سر خودم آورده ام و از روزي که شنيدم اين زن شياد تصاويري در اختيار دارد که مي تواند آبرو و حيثيتم را به باد دهد و نتيجه يک عمر تلاش و درس خواندنم را ضايع کند دنيا روي سرم خراب شد.من از دست اين زن حيله گر عاصي شده ام و نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم.
هموطن آنلاین_ از خانه فرار کردم و مي خواستم خودم را به پايانه مسافربري برسانم. تصميم گرفته بودم براي هميشه به خانه مادربزرگم که در شهرستان زندگي مي کند بروم اما از شانس بد در داخل مترو با جواني روبه رو شدم که يک سال قبل مادرم زمينه آشنايي خياباني من و او را فراهم کرده بود...
هموطن آنلاین_ «دوست ندارم درباره گذشته ام حرفي بزنم. اصلا شما چه مي خواهيد بدانيد؟ اين که چرا دختري ۱۸ ساله همراه مردي ۶۷ ساله در يک لانه فساد دستگير شده يا اين که چرا سرنوشت من فلک زده به اينجا کشيده شده است؟»
هموطن آنلاین_ جر و بحث هاي تکراري پدر و مادرم، جو خانه را متشنج کرده بود. آن ها هر روز به خاطر حرف هاي تکراري و گلايه هاي هميشگي از اطرافيان، سر همديگر داد مي کشيدند و هيچ کدام رعايت حال من و برادر کوچولويم را نمي کردند.
هموطن آنلاین_اسم مرا مي داند و چند روزي است که برايم ايجاد مزاحمت مي کند. او مثل علفي هرز در مسير زندگي ام قرار گرفته است و بي پروا الفاظ زشت و رکيکي به زبان مي آورد. پسر غريبه امروز صبح نيز راهم را سد کرد و گفت: اگر سوار موتورسيکلتش نشوم با ظرف اسيد به حسابم خواهد رسيد.