هموطن آنلاین_ پدر هدي معتقد بود بايد از روز اول زندگي مشترکمان به فکر آينده باشيم و از ولخرجي و چشم و هم چشمي دوري کنيم. او حتي مي گفت بهتر است جشن ازدواجمان را نيز ساده بگيريم و در يک طبقه از خانه آن ها، زندگي مشترک خود را آغاز کنيم ...
هموطن آنلاین_ دچار بدبيني و توهم شده بودم و با نگراني که فکر و ذهنم را تسخير کرده بود از شوهرم خواستم هر چه سريع تر دختر جوان را از فروشگاه خود اخراج کند.
هموطن آنلاین_ يک عمر زحمت کشيدم و خون دل خوردم تا تنها يادگار شوهرم را به سر و سامان برسانم. اما او سر ناسازگاري گذاشت و با غرور بي جا خودش را بدبخت و بيچاره کرد.
هموطن آنلاین_ يكي از پيامدهاي صنعتي شدن جوامع و تغيير ارزشها و انتقال از سنت به دوران مدرن، مسووليت گريزي و خودمحوري است زيرا در مسابقه لذت بردن از هر چيزي كه دنياي انفجار اطلاعات به ما تزريق ميكند، فرصت منتظر ماندن براي شريك زندگي وجود ندارد.
هموطن آنلاین _ روز از نيمه گذشته بود و تابلوي آماده شده را با خودرو وانت بار براي نصب در محل مورد نظر آن که سردر يک شرکت بود بردم. من کارم را خيلي زود شروع کردم و يکي از کارگران شرکت نيز به کمکم آمد.
هموطن آنلاین رئيس انجمن تحقيقات راينولوژي گفت: برخلاف تصور همگان، در تحقيقي که در بين جامعه ايراني و آمريکايي انجام داديم، مشخص شد که مردان ايراني بيش از زنان مايل به جراحي زيبايي صورت هستند.
هموطن آنلاین _ اکرم چلنگر، مدرس دانشگاه گفت: بعضی از افراد برتری و ظرفیت سازگاری بالایی از خود نشان می دهند، ظرفیتی که به نظر می رسد از هیچ منبعی به دست نیاورده بلکه خود آن را پرورش داده اند.
هموطن آنلاین_ راست مي گويند مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد و هميشه در هول و هراس است، چون پدر و مادر من هم پس از آن که خواهر بزرگم با ۲ شکست تلخ در زندگي اش روبه رو شد دست و پاي خود را گم کردند و هر موقع حرفي از خواستگاري و ازدواج من به ميان مي آمد با دلهره و ترس قادر نبودند تصميم درست و حسابي بگيرند.
هموطن آنلاین_بسياري از ما بلافاصله پس از شنيدن واژه هايي مانند ادب و بي ادبي ياد دوراني مي افتيم که حد و مرز اين هنجار و ناهنجاري برايمان تعيين مي شد، اما امروزه به دليل افزايش روزافزون ارتباطات در سرتاسر دنيا، همه جوامع و از جمله جامعه ما با فرهنگ هاي مختلفي روبه روست که چه بسا واژه هاي اخلاقي يا همان هنجارها تعريف هاي متفاوتي دارد.
هموطن آنلاین_ مقداري پول از بانک گرفتم و در حال شمارش اسکناس ها بودم که متوجه شدم جواني مرا زير نظر دارد. من بدون آن که حساسيتي نشان بدهم پول ها را داخل کيف دستي ام گذاشتم ولي قبل از آن که از بانک بيرون بيايم بسته اسکناس را برداشتم و داخل جيب کتم گذاشتم...